Lezen› Daftar 4› Uitleg van 'De gelovigen zijn slechts broeders' en 'De geleerden zijn als één ziel', in het bijzonder de eenheid van David en Salomo en andere profeten (vrede zij met hen), dat als u één van hen ontkent, het geloof in geen enkele profeet geldig is, en dit is een teken van eenheid, dat als u één huis van duizenden huizen vernietigt, ze allemaal vernietigd worden en geen enkele muur overeind blijft, want 'Wij maken geen onderscheid tussen hen', en de verstandige heeft genoeg aan een hint, dit is verder dan een hint› Vers 417
M4:417 — فرق و اشکالات آید زین مقال / زانک نبود مثل این باشد مثال
M4:417
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
مولانا پیشاپیش میگوید که مثالهای من برای بیان وحدت معنوی، کامل و بینقص نیستند و ممکن است باعث ایجاد سؤال و اشکال شوند، زیرا مثال هرگز عین حقیقتی که به آن اشاره دارد (مُمَثَّل) نیست.
مولانا در ابیات قبل، برای توضیح وحدت جانهای مؤمنان و انبیا، از مثال نور خورشید استفاده کرده است. او میگوید همانطور که نور واحد خورشید با تابیدن به خانههای مختلف، متعدد به نظر میرسد اما در اصل یکی است، جانهای اولیای الهی نیز در ظاهر متعددند اما در باطن یک حقیقت واحدند.
او بلافاصله در این بیت، به خواننده هشدار میدهد و به نقص ذاتیِ هر مثالی اذعان میکند. او میداند که مخاطب ممکن است به این تشبیه ایراد بگیرد و بگوید: «بالاخره خورشید یکی است و خانهها متعدد؛ پس این مثال، کثرت و تفاوت را نفی نمیکند.» مولانا با این بیت میگوید: «بله، میدانم. هر مثالی که برای توضیح یک حقیقت معنوی بیاورم، ناقص است و میتواند موجب سؤال و اشکال شود.»
نکتهٔ اصلی این است که «مثال» برای تقریب به ذهن است، نه تطابق کامل. در عالم مادی، هیچ چیز کاملاً «واحد» و یکپارچه نیست که بتواند به درستی، وحدت معنوی را نمایندگی کند. بنابراین، هر مثالی از این جهان، جنبهای از حقیقت را روشن میکند و جنبههای دیگر را نارسا باقی میگذارد. این بیت، نشاندهندهٔ آگاهی مولانا از محدودیتهای زبان و تمثیل در بیان تجربیات عرفانی است و از خواننده میخواهد که به روح معنا توجه کند، نه به جزئیات و اشکالات منطقی مثال.
- اشکالات
- ایرادها، پرسشهای انتقادی
- مقال
- گفتار، سخن
- زانک
- مخفف «از آنکه»، زیرا که، برای اینکه
- مثل
- مانند، خودِ آن چیز، اصلِ چیزی که مثال برایش آورده شده (مُمَثَّل)
- مثال
- نمونه، تشبیه، چیزی که برای روشن شدن مطلب دیگر آورده میشود
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.