Lezen› Daftar 5› Het verhaal van de slavin die geslachtsverkeer had met de ezel van de dame, en ze had hem geleerd om als een mens, maar als een bok of een beer, geslachtsverkeer te hebben. Ze deed een kalebas om de penis van de ezel, zodat het niet over de maat zou gaan. De dame kwam erachter, maar zag het detail van de kalebas niet. Ze stuurde de slavin onder een voorwendsel ver weg en had zelf gemeenschap met de ezel zonder de kalebas. Ze stierf op een schandelijke manier. De slavin kwam laat terug en klaagde: 'O mijn ziel en o mijn oogappel, je zag de penis, maar je zag de kalebas niet. Je zag het mannelijk lid, maar je zag het andere niet.' 'Elke onvolmaakte is vervloekt,' dat wil zeggen, elke onvolmaakte blik en begrip is vervloekt. Anders zijn de onvolmaakte lichamen barmhartig en niet vervloekt. Lees: 'Er is geen zonde voor de blinde,' wat zonde, vloek, berisping en toorn ontkent› Vers 1342
M5:1342 — چون تفحص کرد از حال اِشَک / دید خفته زیر خر آن نرگسک
M5:1342
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
خاتون خانه که به لاغر شدن خرش مشکوک شده بود، پس از تحقیق و کنجکاوی، سرانجام کنیزک خود را در حال آمیزش با حیوان یافت.
این بیت لحظهی کشف راز در داستان است. خاتون خانه مدتی بود که میدید خرش روزبهروز ضعیفتر و لاغرتر میشود اما دلیل آن را نمیفهمید. پس از پرسوجوهای بینتیجه از نعلبندان، تصمیم گرفت خودش به طور جدی موضوع را پیگیری کند. مولانا با این داستان، که در ظاهر بسیار جسورانه و زمینی است، به یک نکتهی کلیدی در شناخت اشاره میکند: نگاه سطحی و ناقص میتواند به فاجعه بینجامد.
در این بیت، خاتون صرفاً عمل ظاهری را میبیند. او از «شکاف در» نگاه میکند و صحنهی آمیزش کنیزک با خر را مشاهده میکند. اما او به «دقیقه» یا همان نکتهی ظریف و حیاتی ماجرا، یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل عمق دخول به کار میبرد، توجه نمیکند. این ندیدن، که ناشی از نگاهی عجولانه و شهوتآلود است، مقدمهی هلاکت خود او میشود. مولانا در عنوان داستان، این نگاه ناقص را با حدیث «کُلُّ ناقصٍ مَلعون» پیوند میزند و توضیح میدهد که منظور، نقص در فهم و بینش است، نه نقص جسمانی. بنابراین، این بیت نقطهی عطفی است که در آن، بینندهای (خاتون) چیزی را میبیند اما حقیقت کامل آن را درک نمیکند و همین دیدنِ ناقص، او را به سوی نابودی سوق میدهد.
- تفحص
- جستجو، تحقیق، وارسی دقیق
- اِشَک
- الاغ، خر (واژهای که امروزه کمتر به کار میرود)
- نرگسک
- کنایه از کنیزک که چشمانی زیبا چون گل نرگس داشت؛ معشوق زیبارو
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.