Lezen› Daftar 5› Het verhaal van de slavin die geslachtsverkeer had met de ezel van de dame, en ze had hem geleerd om als een mens, maar als een bok of een beer, geslachtsverkeer te hebben. Ze deed een kalebas om de penis van de ezel, zodat het niet over de maat zou gaan. De dame kwam erachter, maar zag het detail van de kalebas niet. Ze stuurde de slavin onder een voorwendsel ver weg en had zelf gemeenschap met de ezel zonder de kalebas. Ze stierf op een schandelijke manier. De slavin kwam laat terug en klaagde: 'O mijn ziel en o mijn oogappel, je zag de penis, maar je zag de kalebas niet. Je zag het mannelijk lid, maar je zag het andere niet.' 'Elke onvolmaakte is vervloekt,' dat wil zeggen, elke onvolmaakte blik en begrip is vervloekt. Anders zijn de onvolmaakte lichamen barmhartig en niet vervloekt. Lees: 'Er is geen zonde voor de blinde,' wat zonde, vloek, berisping en toorn ontkent› Vers 1369
M5:1369 — صد هزاران نام خوش را کرد ننگ / صد هزاران زیرکان را کرد دنگ
M5:1369
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
شهوت عنانگسیخته، نیرویی ویرانگر است که میتواند خوشنامترین و هوشمندترین انسانها را به ورطهی رسوایی و حماقت بکشاند.
این بیت در ادامهی توصیف قدرت ویرانگر «شَرَه» یا شهوت نفسانی آمده است. مولانا در بیت قبل، شهوت را بدترین آفتِ راه سلوک معرفی میکند و در این بیت، دو پیامد وحشتناک آن را برمیشمارد.
نخست، شهوت آبروی انسان را بر باد میدهد. «نام خوش» یا اعتبار و حیثیت اجتماعی که شخص سالها برای به دست آوردن آن زحمت کشیده، میتواند در یک لحظه قربانی طغیان شهوت شود و به «ننگ» و بیآبرویی تبدیل گردد. این همان اتفاقی است که در داستان برای «خاتون» رخ میدهد؛ زنی با جایگاه اجتماعی بالا که در خفا، اسیر شهوتی حیوانی میشود و در نهایت با رسوایی هلاک میگردد.
دوم، شهوت عقل و هوش را زایل میکند. شهوت، «زیرکان» را «دنگ» و سرگشته میسازد. یعنی حتی باهوشترین افراد نیز وقتی در دام شهوت میافتند، قدرت تشخیص و تفکر منطقی را از دست میدهند و دست به اعمالی ابلهانه میزنند. خاتون داستان، زنی زیرک است که متوجه رابطهی پنهانی کنیز و خر میشود، اما در فهم «دقیقه کدو» (نکتهی ظریف کدو) که برای کنترل و ایمنی بود، کور و ناتوان میماند. این کوری عقلی، مستقیماً از غلبهی شهوت بر او ناشی میشود و او را به کام مرگ میفرستد. در نگاه مولانا، شهوت همچون پردهای ضخیم بر چشم عقل عمل میکند و زشت را زیبا، و خطر را فرصت جلوه میدهد.
- ننگ
- رسوایی، بیآبرویی، عار
- دنگ
- گیج، مات، سرگشته، حیران
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.