Lezen› Daftar 5› Het verhaal van de slavin die geslachtsverkeer had met de ezel van de dame, en ze had hem geleerd om als een mens, maar als een bok of een beer, geslachtsverkeer te hebben. Ze deed een kalebas om de penis van de ezel, zodat het niet over de maat zou gaan. De dame kwam erachter, maar zag het detail van de kalebas niet. Ze stuurde de slavin onder een voorwendsel ver weg en had zelf gemeenschap met de ezel zonder de kalebas. Ze stierf op een schandelijke manier. De slavin kwam laat terug en klaagde: 'O mijn ziel en o mijn oogappel, je zag de penis, maar je zag de kalebas niet. Je zag het mannelijk lid, maar je zag het andere niet.' 'Elke onvolmaakte is vervloekt,' dat wil zeggen, elke onvolmaakte blik en begrip is vervloekt. Anders zijn de onvolmaakte lichamen barmhartig en niet vervloekt. Lees: 'Er is geen zonde voor de blinde,' wat zonde, vloek, berisping en toorn ontkent› Vers 1415
M5:1415 — که از آنها گوشت میآید به کار / وز ظریفان بانگ و نالهٔ زیر و زار
M5:1415
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
این بیت دو سرنوشت متفاوت را بیان میکند: افراد ظاهربین و مادیگرا که گرفتار دام دنیا میشوند، سرانجامشان نابودی است (مانند پرندهای که ذبح میشود)، اما افراد باهوش و معنوی که فریب ظاهر را نمیخورند، برای آواز و معرفتشان ارزشمند شمرده میشوند.
این بیت در میانهٔ تمثیلی قرار دارد که مولانا برای توضیح تفاوت میان دو گروه از انسانها به کار میبرد: عوام و خواص، یا به تعبیر این داستان، «ابلهان» و «ظریفان».
گروه اول (ابلهان): اینان مانند پرندگان غافلی هستند که تنها دانهٔ درون دام را میبینند و به طمع آن، در تله میافتند. این دانه، نماد لذتهای ظاهری و زودگذر دنیاست. سرنوشت این گروه، مانند پرندهای که برای گوشتش شکار شده، «ذبح شدن» و نابودی است. آنها به خاطر ارزش مادی و جسمانیشان مصرف میشوند و از بین میروند. این گروه، در داستان اصلی، نماد «خاتون» است که تنها ظاهر عمل کنیزک (شهوترانی با خر) را دید و به دلیل همین نگاه ناقص و سطحی، هلاک شد.
گروه دوم (ظریفان): اینان پرندگان هوشمندی هستند که میدانند دانهٔ درون دام، زهر است و به آن نزدیک نمیشوند. شکارچی (صاحب دام) آنها را نمیکشد، بلکه به «مجلس» خود میبرد تا از آواز خوش و «بانگ و نالهٔ زیر و زار» آنها لذت ببرد. این آواز حزین، نماد معرفت، نیایش و بیان اسرار معنوی است که از دل عارفان برمیآید. این گروه، نماد «کنیزک» است که به «دقیقه» یا راز کار (کدو) آگاه بود و نگاهی کامل و عمیق داشت. در نگاه مولانا، ارزش این گروه نه در جسم، بلکه در جان آگاه و نوای معنوی آنهاست.
- ظریفان
- در اینجا به معنی افراد نکتهسنج، باهوش، خوشذوق و اهل معنا؛ پرندگان خوشآواز.
- زیر و زار
- آوای لطیف، حزین و نالان. «زیر» به صدای نازک و «زار» به حالت غمگین و سوزناک اشاره دارد.
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.