Lezen› Daftar 5› Een verhaal ook als antwoord aan de fatalist en ter bevestiging van de vrije wil en de geldigheid van geboden en verboden, en de uitleg dat het excuus van de fatalist in geen enkele religie en in geen enkel geloof aanvaard wordt en geen vrijspraak oplevert van de straf voor de daad die hij heeft begaan, net zoals Iblis de fatalist geen vrijspraak kreeg toen hij zei: 'Omdat U mij heeft misleid.' En het kleine duidt op het grote› Vers 3078
M5:3078 — گفت از چوب خدا این بندهاش / میزند بر پشت دیگر بنده خوش
M5:3078
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
صاحب باغ با طعنه و کنایه، همان استدلال جبری دزد را به خودش برمیگرداند و میگوید: «همانطور که تو کار خود را به خدا نسبت دادی، این کتک هم کار خداست که به دست من جاری میشود.»
این بیت نقطهٔ اوج داستان مردی است که از درختی خرما میدزدید و در توجیه کار خود به «جبر» متوسل میشد. او به صاحب باغ میگفت: «بندهٔ خدا در باغ خدا از خرمای خدا میخورد؛ چرا ملامتم میکنی؟» صاحب باغ نیز در عمل، پاسخی از جنس همان استدلال به او میدهد.
وقتی دزد زیر ضربات چوب فریاد میکشد که «از خدا بترس»، صاحب باغ با طنزی تلخ و هوشمندانه، منطق او را تقلید میکند و میگوید: «این دست و چوب هم از آنِ خداست و این من، بندهٔ او، دارم به فرمان او بندهٔ دیگرش را میزنم.»
مولانا با این حکایت، سستی و ریاکاری استدلال جبری را به تصویر میکشد. او نشان میدهد که کسانی که برای توجیه گناهان خود به جبر پناه میبرند، در هنگام سختی و مجازات، فوراً «اختیار» خود و دیگران را به رسمیت میشناسند و از آن دم میزنند. این داستان در واقع نقدی است بر کسانی که مسئولیت اعمال خود را نمیپذیرند و آن را به قضا و قدر حواله میدهند، اما این منطق را تنها تا جایی قبول دارند که به نفعشان باشد.
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.