Lezen Daftar 6 De Profeet, vrede zij met hem, komt binnen om Hilal te bezoeken in de stal van die amir, en de Profeet, vrede zij met hem, eert Hilal, moge God tevreden met hem zijn Vers 1172

M6:1172 — رفت پیغامبر به رغبت بهر او / اندر آخر وآمد اندر جست و جو

رفت پیغامبر به رغبت بهر اواندر آخر وآمد اندر جست و جو
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:1172

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیامبر با میل و رغبت برای دیدن او [هلال، خدمتکار آخور] به آخور رفت، و دیگران نیز در پی یافتن او به آنجا آمدند. معنا: این بیت ورود پیامبر اسلام را به آغل اسبان برای عیادت از غلامی به نام هلال توصیف می‌کند، و نشان می‌دهد که چگونه حضور قدسی می‌تواند فضایی فروتر را دگرگون کند و معنویت به آن ببخشد.

شرح

این بیت، از داستان دل‌نشین هلال، آخورچیِ فقیر، و عیادت پیامبر اکرم (ص) از او سرچشمه می‌گیرد. مولانا اینجا می‌خواهد نکته‌ای عمیق را به ما بیاموزد: اینکه قدسیت و حضور الهی، نه تنها محدود به مکان‌های مقدس نیست، بلکه قادر است پست‌ترین و پلیدترین جاها را نیز تطهیر و متعالی سازد. پیامبر «به رغبت» به آخور، یعنی به آغل حیوانات، می‌رود تا هلال را ملاقات کند. این «رغبت» کلید فهم ماجراست؛ نه وظیفه، نه اکراه، بلکه میل و اشتیاق قلبی برای رسیدن به گنجی که در آن ویرانه پنهان است.

همان‌طور که مولانا خود می‌گوید: «بود آخور مظلم و زشت و پلید / وین همه برخاست چون الفت رسید.» این عبارت گویای یک دگرگونی ژرف است. آخور، با همهٔ تاریکی و زشتی و پلیدی‌اش، با صرفِ رسیدنِ «الفت» (که همان محبت و پیوند معنوی است)، ماهیت خود را از دست می‌دهد و گویی تطهیر می‌شود. اینجا دیگر بحث از شستشو و پاکیزگی فیزیکی نیست، بلکه از تطهیر وجودی و معنوی است. حضور پیامبر، تجلی همان الفتی است که هر تاریکی و زشتی را برمی‌دارد و محو می‌کند.

مولانا سپس به «بوی پیغمبر» اشاره می‌کند و آن را به بوی یوسف تشبیه می‌کند که پدرش، یعقوب، از فرسنگ‌ها راه آن را استشمام کرد. این «بو» نه یک بوی فیزیکی، بلکه رایحه‌ای معنوی است که نشان‌دهندهٔ جوهر نبوت و حقیقت وحی است. کسانی که این رایحه را حس می‌کنند، ایمان می‌آورند و دل‌بردهٔ پیامبر می‌شوند. این نکته‌ای است که من بارها بر آن تأکید کرده‌ام: ایمان آوردن به واسطهٔ «بو» و «جذب معنوی» صورت می‌گیرد، نه به زور معجزه. معجزه، بیشتر برای کوبیدن دشمنان و مقهور کردن آنان است، نه برای نشانیدن بذر ایمان در قلوب. ایمان با قهر و جبر و اِعجاز شکل نمی‌گیرد، بلکه با جاذبه و رایحهٔ قدسی در دل‌ها می‌نشیند و این همان الفت و محبتی است که آخورِ هلال را دگرگون کرد و آن را از پلیدی زدود.

نکات کلیدی

  • قدسیت محدود به مکان نیست و می‌تواند پست‌ترین فضاها را متعالی کند.
  • رغبت و اشتیاق قلبی، نه وظیفه، محرک اصلی اولیای حق است.
  • الفت و محبت، عامل اصلی دگرگونی و زدودن پلیدی‌های ظاهری و باطنی است.
  • حضور پیامبران، تطهیرکنندهٔ وجودی و معنوی است.
  • ایمان با جاذبهٔ رایحهٔ نبوت حاصل می‌شود، نه با جبر و معجزه.

Sources: d6-s24 · 00:33:58 d6-s24 · 00:36:01 d6-s24 · 00:37:09

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.