Lezen Daftar 6 Een verhaal ter bevestiging dat geduld in lijden gemakkelijker is dan geduld bij het afscheid van een geliefde Vers 1760

M6:1760 — نفقه و کسوه‌ست واجب ای صنم / از منت این هر دو هست و نیست کم

نفقه و کسوه‌ست واجب ای صنماز منت این هر دو هست و نیست کم
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:1760

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای صنم، نفقه و پوشاک بر عهدهٔ من واجب است؛ من در انجام این دو هیچ منتی بر تو ندارم و کوتاهی نمی‌کنم.

معنا: شوهر درویش در پاسخ به گله‌های همسرش می‌گوید که تأمین نیازهای ضروری زندگی همچون خوراک و پوشاک، وظیفهٔ اوست و وی در این امر قصوری ندارد. بیت اشاره‌ای به این نکته دارد که سختی‌های کم‌اهمیت‌تر را باید تحمل کرد تا به جدایی‌های تلخ‌تر و پایدارتر منجر نگردد.

شرح

این بیت، از داستان لطیف و پرمعنای زن و شوهر درویش، در حقیقت تمثیلی است برای مخاطب صوفی‌مسلک مثنوی. در ابتدا، زن از فقر و سختی زندگی، از لباس زبر و چرکینش و فقدان امکانات گلایه می‌کند. شوهر در پاسخ، به او یادآور می‌شود که نفقه و کسوه (پوشاک) بر حسب احکام فقهی بر او واجب است و او در این زمینه کوتاهی نمی‌کند. «از منت این هر دو هست و نیست کم»؛ یعنی این وظیفهٔ من است و من از انجامش شانه خالی نمی‌کنم، بی‌آنکه منتی بر تو باشد.

اما مولانا، از خلال این گفت‌وگوی زمینی، به یک حقیقت والای عرفانی پل می‌زند. شوهر در ادامه از همسرش می‌پرسد که آیا این «لباس درشت و زشت‌تر» یا «طلاق» (جدایی) برایش ناخوشایندتر است؟ اینجاست که پرده از تمثیل برداشته می‌شود. مولانا به صوفی و سالک طریقت رو می‌کند و می‌گوید: ای خواجهٔ ملامت‌جو، تردیدی نیست که «ترک هوا» و مبارزه با نفس، تحمل فقر و سختی‌های دنیا، همه «تلخیده» و دشوارند. اما آیا اینها تلخ‌تر از «بعد حق و غفلت» (دوری از خداوند و بی‌خبری از او) هستند؟ بی‌گمان نه! تحمل این سختی‌های ظاهری و گذرا، بسی سهل‌تر و نیکوتر از آن فراق ابدی و غفلت جاودان است.

همان‌طور که در قرآن کریم (بقره: ۱۵۵) می‌خوانیم، خداوند انسان را با خوف و گرسنگی و نقص در اموال و جان‌ها و ثمرات می‌آزماید؛ «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». این رنج‌ها نه برای عذاب، بلکه برای آزمون، تصفیه و صیقل‌دادن جان ماست. اینها راهی هستند برای اینکه «جان آگه برد» و از دل تلخی‌ها، شیرینی و از نقصان‌ها، کمال بیرون بکشیم. هدف این نیست که رنج نبریم، که رنج لازمهٔ فیزیولوژی ماست؛ هدف این است که به رنج معنا ببخشیم و از آن پلی برای قرب به حق بسازیم.

و نکتهٔ لطیف‌تر اینکه، حتی اگر این رنج‌ها در این عالم، مستقیماً به کلامی از جانب خداوند ختم نشود، همان «ذوق» و لذتی که از تحمل این مصائب در دل سالک پدید می‌آید، خود عین «پرسش کردن» خداوند از اوست. یعنی حتی آنجا که کلامی آشکار نیست، خداوند از حال ما بی‌خبر نیست. حافظ چه نیکو گفته است: «عتاب یار پری‌چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند». یک کرشمه از معشوق، یک بار احوال‌پرسی از سوی دوست، تمام سختی‌ها را می‌شوید و می‌برد. مولانا نیز همین را می‌گوید: آن «ملیحان که طبیبان دلند» (عاشقان حقیقی)، حتی اگر «حذر از ننگ و از نامی کنند» (از حرف مردم بترسند و آشکارا جویای حال عاشق نباشند)، «چاره‌ای سازند و پیغام می‌کنند». و در نهایت، مهم‌تر از همه، «نیست معشوقی ز عاشق بی‌خبر»؛ خداوند همواره از حال دل عاشقان خود آگاه است و هیچ‌گاه آنان را تنها نمی‌گذارد. این بیت، در واقع، دعوت به دیدن حکمت در پس هر درد و بلا و ترجیح رنج‌های موقت دنیوی بر فراق ابدی از حضرت حق است.

نکات کلیدی

  • بیت تمثیلی است برای ترجیح رنج‌های کوچک دنیوی بر فراق بزرگ معنوی.
  • تأمین نیازهای واجب زندگی، وظیفه‌ای بدون منت است.
  • سختی‌های جهان، از جمله ترک هوا و فقر، به منزلهٔ آزمونی الهی و راهی برای قرب به حق هستند.
  • تحمل مشقات، آسان‌تر و پرفضیلت‌تر از دوری و غفلت از خداوند است.
  • رنج‌ها می‌توانند معنای خودشناسی و یادآوری ضعف بشری را داشته باشند.
  • حتی اگر خداوند آشکارا پاسخ ندهد، لذت درونی (ذوق) از تحمل رنج‌ها، خود جلوه‌ای از توجه و پرسشگری الهی است.

Sources: d6-s39 · 01:37:01 d6-s39 · 01:48:24 d6-s39 · 01:58:52

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.