Lezen Daftar 6 De koning geeft de schatkaart terug aan de arme man en zegt: 'Neem het, wij geven het op.' Vers 2014

M6:2014 — چونک اخوان را دل کینه‌ورست / یوسفم را قعر چه اولی‌ترست

چونک اخوان را دل کینه‌ورستیوسفم را قعر چه اولی‌ترست
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2014

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجا که دلِ برادران سرشار از کینه‌توزی است، برای یوسفِ من بهتر است که در قعر چاه بماند. معنا: مولانا بیان می‌کند که به دلیل حسادت و بدخواهی اطرافیانش، سَرور و محبوب او که در اینجا نماد یوسف است، بهتر است پنهان بماند تا از آسیب آن‌ها در امان باشد؛ گویی در قعر چاهی امن‌تر است.

شرح

این بیت، پرده از یک لحظهٔ خاص و در عین حال عام از حیات مولانا برمی‌دارد؛ لحظه‌ای که انسان عارف و صاحبِ کمال، خود را در محاصرهٔ حسد و بدخواهی 'اخوان' یا 'گل‌پاره‌ها' (همان مردمان خاکی که مولانا در جایی دیگر از آن‌ها یاد می‌کند) می‌بیند. من بی‌تردید بر این باورم که مولانا در اینجا از دردهای خودش سخن می‌گوید؛ دردهایی که ناشی از حسادتِ کسانی بود که به مقام و قرب حسام‌الدین یا شمس نزد او رشک می‌بردند و نمی‌توانستند شکوهِ آن یوسفِ جمال‌افروز را برتابند. مولانا از این 'برادران کینه‌ور' گله می‌کند، همان کسانی که به ظاهر همراه و برادرند اما در باطن، دلشان پر از کینه و حسد است. در این شرایط، چاره‌ای نمی‌بیند جز اینکه 'یوسف' خود را، یعنی آن حقیقتِ ناب، آن جمالِ معنوی، آن عشقِ الهی یا آن الهامِ قدسی را که از حضور معشوق به او رسیده است، در 'قعر چاه' نگه دارد. این چاه، نه چاهِ هلاکت، بلکه چاهِ حراست است؛ چاهی که یوسف را از چشمِ بد و گزندِ حسدِ بدخواهان در امان می‌دارد. این یک عقب‌نشینیِ استراتژیک است، یک پناه دادنِ موقت به حقیقت تا از گزندِ کوته‌بینان در امان بماند.

من می‌گویم که این 'قعر چاه' نمادی از سکوت یا پنهان‌داشتن است، پنهان‌داشتنی از سرِ محافظت، نه از سرِ ترس. همان‌طور که پیش‌تر گفته‌ام، مولانا در برخی شرایط ترجیح می‌دهد 'خاموش' بماند، نه به معنای ناتوانی از سخن، بلکه برای حفاظت از لطافتِ حقایق و برای مصون نگاه داشتنِ مخاطب. این بیت نیز از همین جنس است؛ پنهان‌کردنِ یوسف، یعنی پنهان‌کردنِ نورِ ولایت و عشق الهی، تا از گزندِ حسودان در امان باشد. این همان جایی است که مولانا می‌بیند که 'گل‌پاره‌ها قصد کرده‌اند که بپوشانند خورشید تو را'؛ مردمانِ خاکی که تابِ درخششِ آفتابِ وجودِ حسام‌الدین یا شمس را ندارند و می‌خواهند آن را با گل بپوشانند.

اما این وضعیتِ انفعالی، این عقب‌نشینیِ موقت، در وجود مولانا دوام نمی‌آورد. این حسادت و کینه‌توزیِ 'اخوان'، در او نه تنها موجب سکوتِ کامل نمی‌شود، بلکه به طغیانی عظیم می‌انجامد. مولانا لحظه‌ای بعد از این بیت، در همان سخنرانی که به آن اشاره کردم، فریادی دیگر برمی‌آورد و می‌گوید: 'مست گشتم، خویش بر غوغا زنم / چه چه باشد؟ خیمه بر صحرا زنم.' این نشان می‌دهد که مولانا نمی‌تواند راز عشق را برای همیشه در چاه نگه دارد. یوسفِ عشقِ او آنچنان زیبا و پرنور است که نه قعر چاه می‌تواند آن را برای همیشه پنهان کند و نه کینه‌ورزی برادران می‌تواند از جوششِ آن جلوگیری کند. 'بر کفم نه آن شراب آتشین و آنگهان کَرّ و فر مستانه بین.' این شرابِ آتشین همان الهام و عشقی است که او را از هرگونه ملاحظهٔ اجتماعی و 'باد سبلت' (نخوت و آبرو) بی‌پروا می‌سازد و او را به افشای راز و فریادِ مستانه وادار می‌کند. پس، 'قعر چاه' یک مرحلهٔ کوتاهِ محافظت است، پیش از آنکه سیلِ عشق و الهام، سدها را بشکند و یوسفِ وجودِ او را به مصرِ آگاهی‌ها و صحرای فریادها برساند.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت، از حسادتِ 'برادران' (اطرافیان کینه‌ور) گله می‌کند که مانع درخشش 'یوسف' (نمادِ معشوق یا الهام معنوی او) می‌شوند.
  • قعر چاه در اینجا نماد پنهان‌داشتن و حراستِ موقتِ حقیقت و زیبایی معنوی از گزند بدخواهان است.
  • این پنهان‌داشتن، از سرِ ضعف نیست، بلکه برای محافظت از لطافتِ حقایق در برابر فهمِ کوته‌بینان است.
  • لحظه‌ای پس از این بیت، مولانا از این عقب‌نشینی خارج شده و به طغیان و فریادِ مستانه روی می‌آورد؛ زیرا عشق و الهام، قابل کتمان نیست.
  • جوششِ شرابِ عشق، مولانا را از هرگونه ملاحظات اجتماعی و 'آبرو' (باد سبلت) بی‌پروا می‌سازد و به افشای راز وامی‌دارد.

Sources: d6-s44 · 00:47:45 d6-s44 · 00:51:44 d6-s44 · 00:58:34 d6-s44 · 01:04:06

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.