Lezen Daftar 6 Het wonder van Hoed, vrede zij met hem, bij het redden van de gelovigen van zijn volk tijdens de komst van de wind Vers 2207

M6:2207 — آنک تن را مظهر هر روح کرد / وآنک کشتی را براق نوح کرد

آنک تن را مظهر هر روح کردوآنک کشتی را براق نوح کرد
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2207

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن خدایی که تن را مظهر هر روح گرداند، و آن خدایی که کشتی (نوح) را براق او ساخت. معنا: این بیت به قدرت خداوند اشاره دارد که جسم فانی را ظرف تجلی روح قرار داد و وسیله‌ای چون کشتی را به مرکبی روحانی برای پیامبرش تبدیل کرد.

شرح

مولانا در این بیت به دو جلوه از قدرت اعجاب‌انگیز خداوند اشاره می‌کند. اول اینکه خداوند تن خاکی را مظهر و محل تجلی روح گردانده است. تأکید می‌کنم که «مظهر»؛ نه اینکه روح در بدن «حلول» کرده باشد یا «جایی» در آن گرفته باشد. این تفکر که روح جسمی لطیف است که در بدن جای می‌گیرد یا همچون بادی در مَشکی محبوس است، تصوری عامیانه و نادرست است. روح، جسم نیست که نیازمند مکان باشد. نسبت روح با بدن، نسبتی تعلقی است؛ بدن، آئینه‌ای است که روح در آن منعکس و متجلی می‌شود، نه ظرفی که روح را در خود نگاه دارد. همچون نوری که بر ماده‌ای تاریک می‌تابد و آن را روشن می‌کند؛ تا نور هست، ماده روشن است، اما نور در ماده حلول نکرده است. همین نکته را مولانا در جای دیگری چنین بیان می‌کند: «تن همی نازد به خوبی و جمال / روح پنهان کرده فر و پر و بال ... هانش ای مزبل، تو کیستی؟ / یک دو روز از پرتو من زیستی». بدن، هستی و زیبایی و توانایی خود را از پرتو روح دارد و بدون آن، چیزی جز خاک نیست.

نسبت میان روح و بدن، یکی از رازآلوده‌ترین گره‌ها در تاریخ فلسفه بوده است؛ ملتقای طبیعت و ماورای طبیعت، پیوند دو ساحتی که از اساس ناهمگون به نظر می‌رسند. چنانکه عطار می‌گوید: «جسم جان شد، شد فرو شد جان به جسم / کس نسازد زین عجایب‌تر طلسم». این راز را نه حواس ظاهره درمی‌یابند و نه تحقیقات تجربی؛ بلکه کشف آن منوط به یک تحلیل دقیق فلسفی و از آن فراتر، گشودن چشم‌های باطنی است.

دومین جلوه از قدرت الهی که مولانا به آن اشاره می‌کند، تبدیل «کشتی» نوح به «براق» اوست. براق، آن مرکب مشهور آسمانی است که پیامبر اسلام (ص) در شب معراج بر آن سوار شد و سفری روحانی و فکری به عوالم بالا داشت. اینکه مولانا کشتی نوح را براق او می‌نامد، اشارتی عمیق دارد: گویا سفر نوح در آن کشتی و نجات یافتن از طوفان و بنیان نهادن نظمی نوین، برای او نوعی «معراج روحانی» بوده است. معراجی که او را از جهان زیرین به عالم بالا رسانده و به کمال رسانده است. تمامی پیامبران به نحوی معراج داشتند و برای هر یک، وسیله و شیوه این صعود متفاوت بوده است. کشتی، با تمام مادیت خود، می‌تواند مرکبی برای اوج گرفتن روح و گذر از تنگناهای مادی به فراخی‌های قدسی شود، اگر اراده الهی چنین اقتضا کند. این بیت، در نهایت، ستایشی است از قدرت بی‌منتهای حق تعالی که باطن و ظاهر اشیا را به گونه‌ای در هم می‌آمیزد که هر جسمی مظهر روح و هر مرکبی براق معراج شود.

نکات کلیدی

  • بدن، مظهر و آینهٔ تجلی روح است، نه ظرفی برای نگهداری آن؛ روح در بدن «حلول» نمی‌کند.
  • نسبت روح و بدن، رازی بزرگ در هستی است که از تلاقی طبیعت و ماورای طبیعت برمی‌خیزد.
  • روح، منبع حیات، زیبایی و قدرت بدن است؛ بدن بدون پرتو روح، فانی و بی‌قدر است.
  • ارادهٔ خداوند می‌تواند هر وسیلهٔ مادی، چون کشتی نوح، را به مرکبی روحانی (براق) برای معراج تبدیل کند.
  • سفر نوح در کشتی و نجات او، نمادی از معراج روحانی و صعود به کمال است.

Sources: d6-s51 · 11:21:00 d6-s51 · 14:04:00 d6-s51 · 20:37:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.