Lezen Daftar 6 Het verhaal van de drie reizigers: een moslim, een christen en een jood, en dat zij op een pleisterplaats voedsel vonden. De christen en de jood waren verzadigd en zeiden: 'We zullen dit voedsel morgen eten.' De moslim vastte en bleef hongerig omdat hij overweldigd was. Vers 2389

M6:2389 — آبی و خاکی و بادی و آتشی / عرشی و فرشی و رومی و گشی

آبی و خاکی و بادی و آتشیعرشی و فرشی و رومی و گشی
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2389

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما از آب و خاک و باد و آتشیم؛ از عرش و فرش؛ از روم و گش (کاشان یا دیگر سرزمین‌ها). معنا: این بیت به گوناگونی حیرت‌انگیز آفرینش اشاره دارد، از عناصر بنیادین جهان و جسم انسان گرفته تا گسترهٔ هستی از عالم بالا تا زمین، و تنوع فرهنگ‌ها و سرزمین‌ها.

شرح

«آبی و خاکی و بادی و آتشی / عرشی و فرشی و رومی و گشی». این بیت در مثنوی مولانا، تصویرگر کثرت و تنوع بی‌بدیل جهان هستی است؛ کثرتی که نه تنها در عناصر مادی، بلکه در گسترهٔ آفرینش، از عرش تا فرش، و در جغرافیای فرهنگی و انسانی نیز خود را می‌نمایاند.

مولانا با ذکر عناصر چهارگانه، «آب و خاک و باد و آتش»، به بنیادهای طبیعی جهان و البته جسم انسان اشاره می‌کند. چنان که در جای دیگری نیز یاد کرده‌ام، بدن ما از همین عناصر مختلف تشکیل شده و طبیعیات قدیم این را به روشنی بیان کرده بود. هنگامی که جان از این بدن رخت برمی‌بندد، هر جزو به سوی معدن و خاستگاه خود بازمی‌گردد. این بازگشت به اصل، یکی از بنیادهای اندیشهٔ مولاناست که در تمام مثنوی جاری است: هرچه از اصل خویش دور افتاده، سرانجام به آن بازخواهد گشت.

اما دامنهٔ تنوع تنها به عناصر مادی محدود نمی‌شود. «عرشی و فرشی» نشان از گسترهٔ بی‌منتهای آفرینش دارد؛ از بلندترین کرسی‌های الهی تا پست‌ترین لایه‌های خاک. این خود نمادی است از جامعیت و فراگیری ارادهٔ الهی در خلق موجوداتی با مقام‌ها و مراتب گوناگون.

و سپس «رومی و گشی». «رومی» به معنای اهل روم یا بیزانس است که در آن دوران، نمادی از تمدن مسیحی و گاه تمدن غرب بود. «گشی» نیز می‌تواند به معنای اهل کاشان یا دیگر سرزمین‌های دور باشد که در تقابل با «رومی» قرار می‌گیرد، و نشان از تنوع فرهنگی و جغرافیایی ساکنان این جهان دارد. این تمایزات ظاهری، ما را به یاد حکایت سه مسافر (جهود، ترسا، مسلمان) می‌اندازد که مولانا آن را بسط داده است. اینان اگرچه به ظاهر همسفر و هم‌کیش‌اند، اما هر یک از جهانی دیگر آمده و سرانجام به مقصد خویش بازخواهند گشت. همانند آنانی که در کاروان‌سرایی به اجبار سرما و برف، روزها در کنار هم منزل می‌کنند، اما «چون گشاده شد ره و بگشاد بند / بسکلند و هر یکی جایی روند.» این جهان یک کاروان‌سراست، و ما همه موقتاً همسفریم، اما مبدأ و مقصد ما متفاوت است. این بیت دعوت به تأمل در این کثرت و وحدت نهفته در آن می‌کند، و نهایتاً به ما یادآور می‌شود که هرچند در این عالم آمیختگی‌هاست، اما سرانجام هر مرغی به سوی آشیان خویش پرواز خواهد کرد.

نکات کلیدی

  • جهان و جسم انسان از عناصر بنیادین آب، خاک، باد و آتش تشکیل شده است.
  • گسترهٔ هستی شامل مراتب متعالی (عرش) و دانی (فرش) است که تنوع آفرینش را نشان می‌دهد.
  • تنوع فرهنگی و جغرافیایی (مانند روم و گش) نمایانگر کثرت انسان‌ها در این عالم است.
  • هر موجودی، علی‌رغم اختلاط و همزیستی موقت، نهایتاً به اصل و خاستگاه خود بازمی‌گردد.
  • جهان مانند کاروان‌سرایی‌ست که هر مسافری راه و مقصد نهایی خویش را دارد.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.