Lezen Daftar 6 Sayyid Malik Tirmidhi kondigt aan: 'Wie binnen drie of vier dagen naar Samarkand reist voor een belangrijke aangelegenheid, zal een gewaad, een paard, een slaaf, een slavinnen en zoveel goud ontvangen.' De hofnar hoort het nieuws van deze aankondiging in het dorp en komt naar de koning in de paardenstal en zegt: 'Ik kan in elk geval niet gaan.' Vers 2512

M6:2512 — دلقک اندر ده بد و آن را شنید / بر نشست و تا بترمد می‌دوید

دلقک اندر ده بد و آن را شنیدبر نشست و تا بترمد می‌دوید
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2512

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دلقک در روستا بود و آن [خبر پادشاه را] شنید. بر مرکبی نشست و با شتاب به سمت ترمذ می‌تاخت.

معنا: این بیت آغاز داستان دلقکی است که از اعلان پادشاه برای یافتن خبر از سمرقند آگاه می‌شود و با عجله فراوان، خود را به دربار پادشاه ترمذ می‌رساند.

شرح

این داستان با دلقک آغاز می‌شود، شخصیتی که اغلب معنای او در پرده می‌ماند. واژهٔ "تلخک" که ریشهٔ آن است، به کسی اشاره دارد که با لطایف و شیرین‌کاری‌هایش، تلخی‌ها را می‌زداید و خاطرِ مجلسیان و خاصه پادشاه را خوش می‌داشت. او در ده بود، یعنی دور از مرکز قدرت و شهر، اما خبرِ منادای پادشاه به او رسید. این خبر، که هرکه در پنج روز از سمرقند خبری آورد، گنج‌ها به او داده شود، چنان در او ولوله‌ای افکند که بی‌درنگ بر مرکبی نشست. مولانا با دقت می‌فرماید "بر نشست و تا به ترمذ می‌دوید"؛ این "می‌دوید" حکایت از شتابی دیوانه‌وار دارد، چنانکه در ابیات بعدی نیز می‌بینیم که دو مرکب در این مسیر جان باختند. این دلقک، نه با حساب و کتاب عقلای قوم، که با فورانی از حال و شور به راه افتاد. این عینِ آن «محو می‌باید نه نحو» است که در مثنوی بارها تکرار می‌شود و تأکید می‌کند که عملِ اصیل از محوِ خود و نه از دستور زبانِ عقل برمی‌خیزد. در اینجاست که می‌فهمیم مثنوی به ما شنا کردن می‌آموزد، نه نحوِ سخن گفتن. این رفتاری است که از جنسِ شور و نه از جنس شعورِ معمول است، همان "طبیعیِ طبیعی" بودن که مولانا را از صنعت‌گری حافظ متمایز می‌کند. این شتاب و بی‌خویشتنی، خود یک پیام است: در کارِ حقیقت، گهگاه باید از خود گذشت و به ندای درون، بی‌حساب و کتاب، پاسخ داد. این دلقک، بی‌آنکه در پیِ آرایش ظاهر باشد، بی‌آنکه خود را از غبار راه بپالاید، یکسره به دیوان می‌رود. این شورِ از خود رفتگی، خود معنایی عمیق دارد و نشان می‌دهد که پیام او از آن رو مهم است که از حجاب‌های ظاهری عاری است، و این، خود راهی برای رسوخ به عمق جان است.

نکات کلیدی

  • فوریت و شتاب دلقک نشان‌دهندهٔ ماهیت کنش‌های مبتنی بر شور و حال است، نه محاسبهٔ صرف.
  • "دلقک" در اینجا نمادی است از شخصیت‌های ناخوانده‌ای که حامل خبرهای مهم و دگرگون‌کننده هستند.
  • سرعت دلقک و نادیده گرفتن آداب ظاهری، بر ارزش عملِ خودانگیخته و بی‌پرده در مسیر حقیقت تأکید دارد.
  • این بیت، مقدمه‌ای است بر روایتی که در آن، عمل غیرمتعارف، به حکمتی عمیق منجر می‌شود.

Sources: d6-s58 · 00:13:25 d6-s58 · 00:15:01 d6-s58 · 00:16:18

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.