Lezen Daftar 6 Sayyid Malik Tirmidhi kondigt aan: 'Wie binnen drie of vier dagen naar Samarkand reist voor een belangrijke aangelegenheid, zal een gewaad, een paard, een slaaf, een slavinnen en zoveel goud ontvangen.' De hofnar hoort het nieuws van deze aankondiging in het dorp en komt naar de koning in de paardenstal en zegt: 'Ik kan in elk geval niet gaan.' Vers 2575

M6:2575 — چون طمانینست صدق و با فروغ / دل نیارامد به گفتار دروغ

چون طمانینست صدق و با فروغدل نیارامد به گفتار دروغ
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2575

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجا که راستی سراسر آرامش و نور است، دل هرگز در برابر سخن دروغ آرام نمی‌گیرد. معنا: راستی به ذات خود موجب آرامش و درخشش دل می‌شود، حال آنکه دروغ هرگز نمی‌تواند دل را آسوده و قرار بخشد.

شرح

من قاطعانه می‌گویم که این بیت، یک غریزهٔ معرفت‌شناختی ژرف را در روان آدمی آشکار می‌کند. مولانا تأکید دارد که صدق، به سرشت خود، چشمهٔ «طمأنینه» و «فروغ» است. قرائت من از این سخن، صرفاً یک پند اخلاقی نیست، بلکه وصف یک حقیقت روان‌شناختی و روحانی است. وقتی انسان با حقیقت روبه‌رو می‌شود، دلش خودبه‌خود به آرامش می‌رسد، آن را می‌پذیرد و در برابر اقتدارش خاضع می‌گردد. این یک شناسایی شهودی است، یک آهنگ موزون که در عمق وجود به صدا درمی‌آید. برعکس، «گفتار دروغ» جز پریشانی برای روح به ارمغان نمی‌آورد. حتی اگر کسی در برابر دروغ سکوت کند، دلش، درست مانند بدنی که یک عامل آزاردهنده را حس می‌کند، آرام نمی‌گیرد. مولانا، با آن نبوغ خاص خود، مثالی می‌آورد: سنگی ریز در غذا یا، دردناک‌تر از آن، خاری در چشم را تصور کنید. همان‌طور که زبان بی‌امان در پی بیرون راندن آن سنگریزه است، یا چشم از ناراحتی اشک می‌ریزد و پلک می‌زند تا خار برود، دل نیز به غریزه از دروغ روی برمی‌گرداند. آن را عنصری بیگانه و آزاردهنده می‌داند، «یک خرده‌شیشه‌ای در ذات او»، یک عیب ذاتی که می‌طلبد بیرون رانده شود. این تنها دربارهٔ تحلیل فکری نیست؛ بلکه مربوط به یک واکنش اولیه است. دل گیرندهٔ منفعل اطلاعات نیست؛ بلکه عضوی است بصیر با اشتیاقی ذاتی به روشنی و آرامش. صدق غذای طبیعی اوست که فروغ و آرامش می‌آورد، در حالی که دروغ سم است، یک آزاردهندهٔ دائمی که مانع آرامش حقیقی می‌شود. این بیت از ناراحتی ژرف و تقریباً فیزیولوژیکی سخن می‌گوید که روح راستین در مواجهه با فریب تجربه می‌کند و بر خود-آشکاری نورانی صدق و ناآرامی ذاتی دروغ تأکید می‌ورزد.

نکات کلیدی

  • صدق و راستی به ذات خود واجد آرامش و روشنی است که با دل انسان هماهنگی دارد.
  • دل انسان به‌طور ذاتی و تقریباً فیزیولوژیک از دروغ بیزار است و در سخنان فریبنده آرامش یا قراری نمی‌یابد.
  • گفتار دروغ مانند جسمی خارجی (مثلاً سنگ‌ریزه یا خار) است که دل به‌غریزه می‌کوشد آن را بیرون بیندازد.
  • مولانا یک غریزهٔ معرفت‌شناختی را شرح می‌دهد: واکنش دل به حقیقت پذیرش خودبه‌خودی است، در حالی که به دروغ طردی بی‌قرار.

Sources: d6-s58 · 00:58:14

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.