Lezen Daftar 6 Sayyid Malik Tirmidhi kondigt aan: 'Wie binnen drie of vier dagen naar Samarkand reist voor een belangrijke aangelegenheid, zal een gewaad, een paard, een slaaf, een slavinnen en zoveel goud ontvangen.' De hofnar hoort het nieuws van deze aankondiging in het dorp en komt naar de koning in de paardenstal en zegt: 'Ik kan in elk geval niet gaan.' Vers 2597

M6:2597 — خیر مطلق نیست زینها هیچ چیز / شر مطلق نیست زینها هیچ نیز

خیر مطلق نیست زینها هیچ چیزشر مطلق نیست زینها هیچ نیز
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2597

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از میان این امور و پدیده‌ها، هیچ چیز خیر مطلق نیست. و هیچ چیز از آن‌ها شر مطلق نیز نیست. معنا: این بیت بیان می‌کند که هیچ پدیده یا صفتی در عالم به خودی خود و به صورت مطلق نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد؛ بلکه خیر و شر بودن آن‌ها به موقعیت و جایگاهشان بستگی دارد.

شرح

این بیت شاه‌کلیدی است برای فهم بینش مولانا دربارهٔ عدالت و نظام آفرینش. بی‌درنگ پس از تعریف جاودانهٔ «عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش / ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش»، مولانا می‌آید و این اصل را بر تمامی پدیده‌ها و اوصاف جهان بسط می‌دهد. او قاطعانه می‌گوید که هیچ چیز در هستی، به خودی خود و ذاتاً، نه خیر مطلق است و نه شر مطلق. این موضع‌گیری عمیقاً با درک او از آفرینش الهی گره خورده است: «نیست باطل هر چه یزدان آفرید». از نگاه او، تمامی آنچه خداوند آفریده، حتی صفات و افعالی که به ظاهر منفی می‌نماید – همچون غضب (خشم)، و در مقابل حلم (بردباری)، یا حتی مکید (کید و مکر) – باطل و بیهوده نیستند. مشکل نه در ذات این پدیده‌ها، بلکه در «ناموقع» بودن آن‌هاست.

من همیشه این نکته را گوشزد کرده‌ام که خشم، شهوت، یا درشتی در جای خود می‌توانند مفید و حتی ضروری باشند. مثلاً کید یا مکر، آن‌گونه که مولانا می‌فهمد، لزوماً به معنای زیان رساندن به کسی نیست؛ بلکه می‌تواند عملی پنهانی و غیرمستقیم باشد که در راستای خیری بزرگ‌تر انجام می‌شود. اگر چنین عملی در جای خودش قرار گیرد، نه تنها شر نیست، بلکه عین خیر است.

از همین روست که مولانا بلافاصله می‌افزاید: «نفع و ضرر هر یکی از موضع است / علم از این رو واجب است و نافع است». علم حقیقی، نه لزوماً دانش‌های کثیر، بلکه شناخت دقیق «موضع» اشیاء و پدیده‌هاست؛ دانشی که به ما می‌آموزد چه چیزی را کجا و چگونه به کار گیریم تا خیر از آن حاصل شود و از شر پرهیز شود. به عنوان مثال، نصیحت کردن به یک فرد «خیال‌اندیش» یا بدگمان، نه تنها بی‌فایده است، بلکه خیال او را راسخ‌تر می‌کند؛ اینجاست که نصیحت، عملی «وضع در ناموضع» است و به جای خیر، شر می‌آفریند.

مولانا مثال‌های بسیار ملموسی برای روشن ساختن این اصل می‌آورد: گاهی زجر و عقوبت دادن به یک مسکین، در جایی که لازم است، به مراتب بهتر و سودمندتر از نان و حلوا دادن بی‌موقع است. همان‌طور که حلوای نابجا برای کسی که مزاج صفراوی دارد، مضر است و او را بیمار می‌کند، در حالی که برای مزاج بلغمی مفید است. یا سیلی زدن به فرد خبیث، می‌تواند او را از پلیدی پاک کند و از ارتکاب جرم‌های بزرگ‌تر بازدارد. این سختی به‌موقع، در واقع خیری است که از شر بزرگ‌تر جلوگیری می‌کند؛ مانند این است که چوب را بر «گرد» (غبار) قالی بزنند تا گرد و غبار از آن خارج شود، نه بر خود قالی.

در نظام مولانا، هر پادشاهی (بهرامی) هم بزم دارد برای مخلصان، و هم زندان برای خامان. هر کدام در جای خود، عین عدالت و حکمت است. حتی شکافتن دمل یا ریش، با آنکه عملی خشن به نظر می‌رسد، ضروری است تا چرک بیرون آید. اگر به جای آن مرهم بگذارند، چرک فروتر می‌رود و زیانش پنجاه برابر سود اندک تسکین ظاهری می‌شود. این‌ها همه نشان از آن دارد که در هستی، خیر و شر به ذات وابسته نیستند، بلکه به موقعیت و نسبت‌شان با کلیت نظام آفرینش معنا می‌یابند. این دیدگاه، نه فقط در اخلاق، بلکه در فهم ما از کل آفرینش الهی، راهگشاست؛ اینکه خداوند جهان را بر کرم آفریده، نه بر عدل، اما در تدبیر امور دنیا، عدل و کرم هر دو به جای خویش قرار دارند و نفع و ضرر هر چیز بسته به موضع و جایگاه آن است.

نکات کلیدی

  • نسبی بودن خیر و شر: هیچ چیز ذاتاً و به صورت مطلق خوب یا بد نیست.
  • اهمیت جایگاه و موقعیت: خیر و شر بودن امور به «موضع» و «جایگاه» آن‌ها بستگی دارد.
  • نقش دانش و خرد: «علم» واقعی، شناخت جایگاه درست هر چیز است تا به درستی به کار رود.
  • همه چیز آفریده خداست: حتی صفات به‌ظاهر منفی مانند خشم یا مکر، در جای خود مفید و حکیمانه‌اند.
  • علاج درد به وقتش: گاهی سختی و عقوبت به‌جا و متناسب، بهتر از نرمی و مدارای نابجاست و از شر بزرگ‌تر جلوگیری می‌کند.

Sources: d6-s59 · 03:57:37 d6-s58 · 01:17:39

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.