Lezen Daftar 6 Het verhaal van de vriendschap tussen de muis en de schildpad, en hoe zij elkaars poten met een lange draad aan elkaar bonden. De kraai tilde de muis op, en de schildpad hing en klaagde, en kreeg spijt van haar verbintenis met een andere soort, en haar onvermogen om met haar eigen soort te leven. Vers 2640

M6:2640 — یار را با یار چون بنشسته شد / صد هزاران لوح سر دانسته شد

یار را با یار چون بنشسته شدصد هزاران لوح سر دانسته شد
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2640

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون یار با یار همنشین شد، صدها هزار راز از لوح هستی آشکار گشت و دانسته شد. معنا: این بیت بیان می‌دارد که با حضور و هم‌نشینی با یار الهی، انسان به رازهای پنهان و بی‌شمار هستی آگاه می‌شود و حقایق جهان بر او منکشف می‌گردد.

شرح

این بیت گران‌قدر، به روشنی تمام، از سرچشمهٔ معرفت و رازگشایی سخن می‌گوید. بی‌گمان، «یار» در اینجا، آن یار الهی است که بی‌واسطه، دل و جان سالک را منور می‌سازد. مولانا می‌فرماید هنگامی که انسان در مقام وصل به آن حقیقت قدسی می‌رسد، دیگر هیچ رازی در پرده نمی‌ماند. «لوح سر» و «لوح محفوظ» که مولانا خود با بیت بعدی آن را تفسیر می‌کند («لوح محفوظ است پیشانی یار / راز کونینش نماید آشکار»)، در اینجا کنایه از سِرّ و باطن عالم است؛ همان علم بی‌کرانی که در ذات خداوند است و به قول قرآن، در «لوح محفوظ» نگاشته شده است.

من در تفاسیر و از قول علامه طباطبایی مکرراً گفته‌ام که این «لوح محفوظ» دو معنای بنیادی دارد که هر دو در اینجا مصداق پیدا می‌کند: اول آنکه از هرگونه خطا و اشتباه مصون است، و دوم آنکه از تغییر و دگرگونی در امان مانده است. این محفوظ بودن از تغییر، معنایی بس عمیق دارد؛ یعنی این علم و حقایق، ماوراء زمان و مکان قرار دارند. آنچه در این عالم زمانی و مکانی است، لاجرم دستخوش دگرگونی و فرسودگی می‌شود، اما حقایق آن عالم بالا، چون از قید زمان و مکان رهاست، از هر تغییری مبراست. از این رو، وقتی «یار الهی» با سالک همنشین می‌شود، پیشانی او (که کنایه از جلوه و حقیقت اوست) خود لوح محفوظ اسرار می‌شود و رازهای دو جهان، یعنی هم عالم ظاهر و هم عالم باطن، بر سالک آشکار می‌گردد. این کشف اسرار، نه با خواندن کتاب‌ها و درس‌ها، بلکه با پیوستن به اصل و سرچشمهٔ معرفت، یعنی خود «یار الهی» میسر می‌شود. مولانا بلافاصله تذکر می‌دهد که «رو بجو یار الهی را تو زود / چون چنین کردی، خدا یار تو بود»، که تأکیدی است بر لزوم حرکت و کوشش برای یافتن این یار بی‌بدیل، که نتیجهٔ آن، همراهی و یاری خود خداوند است.

نکات کلیدی

  • حضور و هم‌نشینی با «یار الهی» سرچشمهٔ کشف اسرار بی‌شمار هستی است.
  • «لوح سر» و «لوح محفوظ» استعاره‌ای از علم بی‌کران الهی است که از خطا و تغییر مصون است.
  • حقایق عالم، به‌ویژه آنچه ورای زمان و مکان است، در پرتو اتصال به یار غیب‌دان آشکار می‌شود.
  • این بیت بر لزوم تلاش برای یافتن یار الهی به‌عنوان تنها راه نیل به معرفت حقیقی تأکید می‌کند.

Sources: d6-s61 · 36:04:00 d6-s61 · 37:05:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.