Lezen Daftar 6 De muis smeekt de schildpad: 'Verzin geen excuses en stel de vervulling van deze behoefte niet uit, want uitstel brengt rampen met zich mee, en de soefi is de zoon van het moment, en de zoon laat de mantel van zijn vader niet los, en een meevoelende vader is een soefi die het moment is. Kijk naar hem, hij zal niet behoeftig zijn voor morgen; hij houdt hem zo verdiept in de rozenhof van zijn snelle afrekening, niet zoals gewone mensen die de toekomst afwachten; hij is een rivier, geen tijd, want bij God is er geen ochtend en geen avond, geen verleden en geen toekomst, geen eeuwigheid en geen pre-eeuwigheid. Adam de voorgaande en de Dajjal de volgende bestaan daar niet, want deze concepten behoren tot het rijk van de partiële intelligentie en de dierlijke ziel. In de wereld van geen plaats en geen tijd bestaan deze concepten niet. Dus hij is de zoon van een tijdperk waaruit alleen de negatie van tijdsverschil wordt begrepen, zoals uit 'God is Eén' de negatie van dualiteit wordt begrepen, niet de realiteit van de eenheid.' Vers 2730

M6:2730 — یا رسولی یا نشانی کن مدد / تا ترا از بانگ من آگه کند

یا رسولی یا نشانی کن مددتا ترا از بانگ من آگه کند
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2730

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای محبوب من، یا پیکی (رسولی) بفرست یا نشانه‌ای قرار بده تا تو را از ندای من باخبر سازد. معنا: جسم خاکی انسان، که خود را از وصال مستقیم با حقیقت بازمانده می‌بیند، از معشوق خویش تمنا می‌کند که برای رساندن ندای اشتیاقش، واسطه‌ای (پیامبر) یا علامتی (نشانه‌ای) تعیین کند تا حضور و طلب او آشکار شود.

شرح

این بیت در ادامهٔ حکایت صوفی و خواجهٔ سیم‌پاش می‌آید، حکایتی که مولانا از آن پلی می‌زند به ساحَتِ دیالوگ میان عاشق و معشوق. صوفی بر «سیلیِ نقد» از معشوق تأکید می‌کند که از «حلوای نسیه» شیرین‌تر است. از اینجاست که مولانا موضوع را به اوج می‌برد و دیالوگ را میان «خدا و بنده» سامان می‌دهد. بنده می‌گوید: «خاصه آن سیلی که از دست تو است / که قفا و سیلی‌اش مست تو است». یعنی اگر تلخی و رنج از دست محبوب باشد، عین شیرینی و سرمستی است؛ زیرا حضور او در تلخی نیز همان‌قدر گواراست که در شیرینی، بلکه شاید بیشتر. «دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق / ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود». اینجاست که تقاضای این بیت معنا می‌یابد: «یا رسولی یا نشانی کن مدد / تا ترا از بانگ من آگه کند». این سخن، از زبان موش (که نمایندهٔ تنِ خاکی و محدودیت‌های آن است) خطاب به قورباغه (که نمایندهٔ روحِ آب‌گون و بی‌کران است) بیان می‌شود. موش اعتراف می‌کند که «آمدن در آب بر من بسته شد»، یعنی منِ خاکی، توان رسیدن مستقیم به دریای بی‌کرانِ تو را ندارم. پس از محبوب خود می‌خواهد که واسطه‌ای (رسول) یا علامتی (نشانی) قرار دهد تا از آن طریق، بانگ و ندای اشتیاق او به گوش معشوق برسد.

این تقاضا، عین تقاضای انسان از خداوند است: «ما فقط بدانیم که تو هستی، تو حاضری، تو نقدی، تو در کنار مایی». انسان طالب حضور است، نه فقط وعدهٔ آینده. «نشانی» که بنده طلب می‌کند، می‌تواند همان «سیما» باشد که در قرآن (سیماهم فی وجوههم من اثر السجود) از آن سخن رفته است. یعنی نشانه‌های درونی و باطنی که در چهره و رفتار عارفان آشکار می‌شود. مولانا این مفهوم را با مثالی دیگر توضیح می‌دهد: «چون ببینی بر لب جو سبزه مست / پس بدان از دور کانجا آب هست». وقتی بر لب رودخانه‌ای، سبزه‌های شاداب و خرم ببینی، از دور می‌فهمی که در آنجا آب جاری است. به همین سان، اگر به نزد عارفی رفتی و سبکی، شادی، و طراوت روحانی را در او یافتی، بدان که آنجا آبی (یعنی حضور حق) جاری است و خبری هست. این «سبزهٔ مست» یا «سیما»، همان نشانهٔ حضور و نقدِ معشوق است که بندهٔ خاکی از او طلب می‌کند تا از اشتیاقش آگاه شود. در نهایت، راه حل داستان موش و قورباغه «رشته‌ای دراز» می‌شود که موش و قورباغه را به هم پیوند می‌دهد؛ ریسمانی که استعاره‌ای است از ریسمان تن که روح را به زمین می‌کشاند، اما در عین حال، ریسمان پیوندی است که در نهایت راز جذب و ارتباط را آشکار می‌کند.

نکات کلیدی

  • محبوب، هر آنچه از او رسد، حتی رنج و سیلی، عین شیرینی و مَستی است، به شرط آنکه نقد باشد نه نسیه.
  • محدودیت‌های وجودی انسان او را از وصال مستقیم با حقیقت بازمی‌دارد، از این رو نیازمند واسطه یا نشانه‌ای از معشوق است.
  • این بیت، طلب انسان خاکی برای حضور نقد خداوند است، نه تنها وعدهٔ بهشت در آینده.
  • نشانه‌های حضور حق در عالم و در سیمای عارفان، خود «رسول» یا «نشانی» از آن حقیقت پنهان است که طالبان را به وجود آن راهنمایی می‌کند.

Sources: d6-s63 · 44:55:00 d6-s63 · 47:38:00 d6-s63 · 49:54:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.