Lezen Daftar 6 Het verhaal van die man die een toelage kreeg van de ihtisab van Tabriz en leningen had aangegaan in de hoop op die toelage, en hij was zich niet bewust van zijn overlijden. Uiteindelijk werd geen van zijn schulden door een levende betaald, behalve door de overleden ihtisab, zoals men heeft gezegd: 'Wie sterft en rust vindt, is niet dood. Dood is alleen wie onder de levenden dood is.' Vers 3021

M6:3021 — لا ابالی گشته زو و وام‌جو / بر امید قلزم اکرام‌خو

لا ابالی گشته زو و وام‌جوبر امید قلزم اکرام‌خو
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3021

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او از اعتماد به او، لاابالی و وام‌جو گشته بود، بر امید آن دریای کَرَم و بخشندگی. معنا: این بیت وضعیت درویشی را توصیف می‌کند که با تکیه بر کرَم بی‌کران محتسب تبریز، بی‌پروا و بی‌حساب وام گرفته بود و غم و غصه‌ای نداشت.

شرح

این بیت در بستر داستانی ژرف در مثنوی مطرح می‌شود که حکایت درویشی را بازگو می‌کند که به دلیل پشت‌گرمی به کرَم بی‌منتهای محتسب تبریز، بدرالدین عمر، بی‌هیچ مبالات و ملاحظه‌ای وام‌های سنگین می‌گیرد. این وضعیت «لاابالی گشتن» درویش، حاصل یک اطمینان و یقین عمیق است؛ اطمینانی که او را از غصه و پریشانیِ معمولِ بدهکاران می‌رهاند.

مولانا با ظرافت، محتسب را به «قلزم اکرام‌خو» تشبیه می‌کند؛ دریایی که خوی و عادت ذاتی‌اش کرم و بخشش است. این تصویر یک منبع فیض و سخاوت بی‌کران را ترسیم می‌کند که در مقابل آن، هر بدهی و نیاز مادی کوچک و ناچیز می‌نماید. درویش نه بر اساس محاسبات عقلانی، بلکه بر پایه یک «امید» مطلق و یک باور قلبی، به این دریای کرم متصل است.

این «لاابالی‌گری» در واقع از نوع بی‌تفاوتیِ غافلانه نیست، بلکه خود نشانه‌ای از مرتبه‌ای از توکل و بی‌باکی است که تنها از شناخت یک منبع بی‌زوال حاصل می‌شود. این را می‌توان به مثالی از رابطه مرید و مراد، یا سالک و حق، تعمیم داد. وقتی انسان به دریایی از فیض الهی متصل شود، غم کمبودهای عالم ماده از دلش رخت برمی‌بندد. این همان حالتی است که در ابیات بعدی، مولانا آن را به «گرم شد پشتش ز خورشید عرب» تشبیه می‌کند؛ کسی که پشت‌گرم به پیامبر اسلام است، از خشم و تهدید ابولهب بیمی ندارد. درویش این داستان نیز از نوعی پشت‌گرمی به یک منبع بخشایش لایزال برخوردار است که او را شادکام و خندان، فارغ از نگرانی بدهی‌ها می‌دارد، حالتی که اغلب بدهکاران از آن محرومند. این تمثیلی است از اینکه چگونه اتصال به یک حقیقت بزرگ‌تر و بخشنده‌تر می‌تواند انسان را از قید دغدغه‌های کوچک‌تر آزاد کند و به او آرامش و بی‌باکی ببخشد.

نکات کلیدی

  • اطمینان بی‌حد به کرَم و بخشش یک منبع لایزال.
  • بی‌باکی و لاابالی‌گری که از توکل عمیق برمی‌خیزد، نه از بی‌تفاوتی.
  • تشبیه منبع فیض به «قلزم اکرام‌خو» (دریای بخشندگی).
  • رهایی از غم و نگرانی‌های مادی با اتصال به حقیقت بزرگ‌تر.
  • تجلی «پشت‌گرمی» در آرامش خاطر در مواجهه با مشکلات.

Sources: d6-s68 · 00:35:20 d6-s68 · 00:38:43 d6-s68 · 00:41:00 d6-s68 · 00:42:41

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.