Lezen Daftar 6 De meester beveelt de moeder van het meisje geduldig te zijn: 'Kastijd de slaaf niet; ik zal hem zonder kastijding van deze begeerte afbrengen, zodat noch de spies verbrandt, noch de kebab rauw blijft.' Vers 307

M6:307 — ضرب دف و کف و نعرهٔ مرد و زن / کرد پنهان نعرهٔ آن نعره‌زن

ضرب دف و کف و نعرهٔ مرد و زنکرد پنهان نعرهٔ آن نعره‌زن
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:307

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ضربهٔ دف و دست‌زدن و فریاد مرد و زن، نعره و فریادِ آن رنج‌دیده را پنهان کرد.

معنا: این بیت به پنهان‌ماندنِ ندای درد و رنجِ حقیقی، در میانِ غوغای ظاهریِ شادی‌ها و هیاهوی دنیوی اشاره دارد؛ جایی که شور و شوقِ جمعی، صدای تنهایی و عذاب فردی را محو می‌کند.

شرح

این بیت، که از حکایتِ ظریف و در عین حال عمیقِ غلام و عروسِ دروغین آمده، برای من سرشار از معانیِ مهمِ وجودی و معرفتی است. ببینید، مولانا در اینجا وضعیتی را به تصویر می‌کشد که در آن، هیاهوی جمعی و شور و غوغای ظاهری، صدای حقیقتِ تلخ را پنهان می‌کند. ضرب دف و کف‌زدن و نعرهٔ مرد و زن، نمادی است از جشن‌های بی‌ریشه، از غرق‌شدن در ظواهر دنیا، و از آن شور و هیجاناتی که اغلب فاقد عمق و اصالت هستند.

در پس این جشن و هیاهو، یک «نعره‌زن» حقیقی وجود دارد؛ کسی که از سرِ رنج و حقیقتِ درد، فریاد می‌کشد. او در حقیقت همان «هندو» یا غلام است که در آن شبِ زفافِ دروغین، در حالِ تجربهٔ شکنجه‌ای عمیق است. فریادِ او شنیده نمی‌شود، چرا که صدای دف و کف و نعره‌های بی‌حسابِ جمعیت، بر آن غالب است. این پنهان‌شدنِ صدای حقیقت در زیرِ بوق و کرنایِ باطل، در مثنوی یک تمِ مکرر است؛ یعنی این عالم چنان است که اغلبِ مردم در خوابِ غفلت یا در مستیِ ظواهرِ آن غرق‌اند و از ندایِ بیدارکنندهٔ باطن و حقیقت، بی‌خبر می‌مانند.

من این بیت را نمادی از گمراهیِ انسان در برابر فریبندگی‌های جهان می‌دانم. مولانا در ادامهٔ همین حکایت، دنیا را به «گنده‌پیر»ی تشبیه می‌کند که خود را چون «نوعروس»ی می‌آراید تا مردمان را بفریبد. آن شور و شوقِ جمعی، آن رقص و پایکوبی، همان آرایشِ فریبندهٔ این گنده‌پیر است که صورتِ زشت و کهنسالیِ او را می‌پوشاند. انسان نیز گاه چنان در این «غرور» (به معنای گول‌خوردگی) فرو می‌رود که صدایِ هشدارِ وجدان، یا فریادِ رنجِ پنهانِ حقیقت را نمی‌شنود. این همان است که در جای دیگر می‌گفتم: ما آدمیان اغلب شیفتهٔ صورتیم و از سیرت غافل. این بیت، به طرزی دردناک، یادآوری می‌کند که شور و شوقِ کاذب، چگونه می‌تواند گوش‌ها را بر روی دردِ راستینِ انسان‌ها، یا بر روی هشدارهای معرفتی ببندد.

نکات کلیدی

  • ظاهرِ پرغوغا می‌تواند حقیقتِ رنجِ پنهان را بپوشاند.
  • فریبندگیِ دنیوی اغلب با هیاهوی سطحی و شادی‌های بی‌ریشه همراه است.
  • باید از ورای جشن‌ها و سرورهای ظاهری، به ندایِ رنجِ حقیقی گوش فرا داد.
  • این بیت هشداری است در باب گول‌خوردگی و غفلت از حقایق درونی در میان شور و شوق‌های بیرونی.

Sources: d6-s08 · 31:45:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.