Lezen Daftar 6 Ja'far, moge God tevreden met hem zijn, komt alleen om het fort in te nemen, en de koning van dat fort overlegt hoe hij hem kan verdrijven. En de vizier zegt tegen de koning: 'Geef u over, en waag u niet aan domme roekeloosheid, want deze man is een veldheer en heeft een grote menigte van God in zijn ziel.' Tot het einde. Vers 3103

M6:3103 — شه غلام او شد از علم و هنر / ملک علم از ملک حسن استوده‌تر

شه غلام او شد از علم و هنرملک علم از ملک حسن استوده‌تر
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3103

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پادشاهِ علم و هنر، بندهٔ آن جمال شد؛ زیرا قلمرو زیبایی، ستوده‌تر از قلمرو علم است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که زیبایی چنان قدرت و جذبه‌ای دارد که حتی صاحبان علم و هنر نیز مطیع و فرمانبردار آن می‌شوند، چرا که جایگاه و ارزش زیبایی از علم برتر است.

شرح

این بیت از اسرار ژرف آفرینش پرده برمی‌دارد و در حقیقت جایگاه متعالی زیبایی را در عالم هستی و نسبت آن را با علم و هنر روشن می‌سازد. مولانا در اینجا به یک حقیقت هستی‌شناسانه اشاره می‌کند: جمال و زیبایی، خود بنیادی دارد که از هر علم و هنری والاتر است. من بارها گفته‌ام که تمام عالم، آینه‌ای برای جمال الهی‌ست. خداوند، خود را در این آینه‌ها می‌نمایاند و ما باید چشمی داشته باشیم که در جزئی، کُل را ببیند، در این آینه کوچک، آن جمال بزرگ را مشاهده کند. این تبیین مستقیماً به همین بیت راه می‌برد. ملک علم و هنر، در نهایت غلامِ آن جمال می‌شود، زیرا آن جمال، مظهرِ بی‌واسطهٔ حق است. علم می‌کوشد تا حقایق را کشف کند و هنر می‌خواهد زیبایی را بازآفرینی کند، اما جمالِ بی‌واواسطه، خود حقیقت و منشأ هر زیبایی‌ست. از این روست که قلمرو زیبایی، از قلمرو علم و هنر "استوده‌تر" است. یعنی در ذات خود، ستودنی‌تر و برتر است. این همان نکته‌ایست که در آثار محی‌الدین عربی تحت عنوان «مرآت» (آینه) می‌یابیم و مولانا نیز بارها از آن بهره برده است. خداوند آشکارا نمی‌تابد، بلکه از دل این آینه‌ها تجلی می‌کند. زیبایی، یکی از درخشان‌ترین و نافذترین تجلیات خداوند است. وقتی ما به جهان می‌نگریم و چشمی پیدا می‌کنیم که جهان برای ما چون آینه‌ای باشد، آنگاه جمال حق و همه اسماء و صفات او در این عالم ظاهر می‌شوند. خنده از مهرش حکایت می‌کند، گریه از قهرش. این اوصاف جلالی و جمالی الهی، بی‌گمان در این عالم ظاهرند. مولانا در جای دیگری می‌گوید که: «تو چشم عکسی و او نور دیده است / به دیده دیده را دیده که دیده است». این جهان عکس وجود خداوند است. خداوند در آینه تابیده و چهره او که انعکاس اوست، در این عالم آشکار شده. ما چشم این عکس هستیم و خداوند نور این چشم است. این جهان، صورت‌های بی‌شماری دارد، اما اصل، آن بی‌صورتی و جانِ پشت پرده است. همان‌طور که بارها گفته‌ام، جان اصل است و بدن فرع؛ «کف دریاست صورت‌های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی». این زیبایی که ملک علم را به غلامی می‌کشد، از همین جنس است. از جنس بی‌صورتی است که در صورت‌ها تجلی کرده و بر صورت‌ها فرمان می‌راند. ملکِ زیبایی، نه به معنای ظاهر و فریبنده، بلکه به معنای جمالِ حقیقی و الهی است که دل‌ها و خردها را تسخیر می‌کند. علم و هنر هر دو ابزاری برای درک و بیان جهان هستند، اما جمال، خودِ آن چیزی‌ست که جهان بدان آراسته شده است. این جذبهٔ بی‌امان جمال است که عارف را از مرتبه علم و استدلال فراتر می‌برد و او را به مشاهدهٔ بی‌واسطه وا می‌دارد. در این مسیر، علم و هنر هرچند که لازم‌اند، اما نهایتاً باید در مقابل تابش بی‌واسطهٔ جمال سر فرود آورند، چرا که این جمال، از سنخِ آن «اصل» است و نه «فرع».

نکات کلیدی

  • زیبایی (جمال الهی) بنیادی هستی‌شناسانه دارد و از علم و هنر برتر است.
  • تمام عالم آینه‌ای است که خداوند خود را در آن می‌نمایاند و زیبایی یکی از درخشان‌ترین تجلیات اوست.
  • علم و هنر ابزارهایی برای درک و بیان جهان‌اند، اما جمال حقیقی خودِ منشأ و حقیقت است.
  • ملک علم و هنر، در نهایت بندهٔ جمال الهی می‌شود، چرا که آن جمال، مظهر بی‌واسطهٔ حق است.
  • این بیت نشان می‌دهد که تجربهٔ عرفانی (مشاهدهٔ جمال) بر استدلال عقلی (علم) و بازآفرینی خلاقانه (هنر) مقدم است.

Sources: d6-s69 · 09:06:00 d6-s69 · 11:22:00 d6-s69 · 16:31:00 s09 [04:40] s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.