Lezen Daftar 6 De vreemdeling komt te weten van het overlijden van de mohtasib, en zijn smeekbede om vergeving voor het vertrouwen op schepselen en het leunen op hun gaven, en zijn herinnering aan Gods zegeningen en zijn berouw tot God voor zijn zonde. 'En zij die ongelovig zijn, stellen anderen gelijk aan hun Heer.' Vers 3160

M6:3160 — گر بود داد خسان افزون ز ریگ / تو بمیری وآن بماند مردریگ

گر بود داد خسان افزون ز ریگتو بمیری وآن بماند مردریگ
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3160

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر بخشش فرومایگان، از ریگ هم فزون باشد، تو خواهی مُرد و آن بخشش تنها میراثی بی‌صاحب بر جای خواهد ماند. معنا: این بیت به روشنی بیان می‌کند که بخشش‌ها و داده‌های دنیوی، هرچند در ظاهر بی‌شمار و عظیم باشند، ناپایدار و بی‌ثبات‌اند و با مرگ انسان، هیچ ارزش واقعی و ماندگاری نخواهند داشت؛ چرا که فقط میراثی از آن باقی می‌ماند.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستانی می‌آید که مولانا از مَثَل شیر و خرگوش می‌آورد؛ شیر مغروری که در چاه، عکس خود را می‌بیند و پنداشته که شیری دیگر است، با آن به ستیز برمی‌خیزد و سرانجام به هلاکت می‌رسد. مولانا این حکایت را برای تبیین عمیق‌ترین لایه‌های خودشناسی و مفهوم «فرافکنی» به کار می‌گیرد. او می‌فرماید بسیاری از عیب‌ها و بدی‌هایی که ما در دیگران می‌بینیم و از آن شکایت می‌کنیم، در حقیقت سایه و عکس خود ماست؛ همچنان که شیر در چاه، عکس خویش را می‌دید.

از دیدگاه مولانا، هر چه در این عالم می‌بینیم، «عکس» و سایه‌ای از یک «اصل» و حقیقت متعالی است. «دادِ خَسان»، یعنی بخشش‌ها و عطایای فرومایگان و اهل دنیا، هرچند به ظاهر فراوان باشند ــ «افزون ز ریگ» ــ، اما خودشان اصالت ندارند. همچون ریگ که در فرهنگ فارسی‌زبانان نماد کثرت و فراوانی‌ست (در مقابل «like water» فرنگی)، این بخشش‌ها تنها صورتی ظاهری و موقت‌اند. مولانا با کمال قاطعیت تأکید می‌کند که تو، یعنی انسان، خواهی مُرد و این همه ثروت و بخشش مادی تنها «مرده‌ریگ» خواهد ماند؛ یعنی میراثی که با مرگ صاحبش، از او جدا شده و هیچ سود و بقایی برایش ندارد.

پرسش مولانا در بیت بعد، چکیده‌ای از این درس وجودی‌ست: «عکس آخر چند پاید در نظر؟ / اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر». تا کِی به این سایه‌ها و نمودهای گذرای دنیا دل خواهی بست؟ باید همت کنی و «اصل‌بینی» را پیشه خود سازی. این نگاه، کاملاً در تقابل با نگرش ظاهربین و کژنگر است که تنها به «صورت» می‌پردازد و از «معنا» و «اصل» غافل می‌ماند.

رزق حقیقی و بخشش پایدار، آن است که از سرچشمهٔ مطلق هستی، یعنی خداوند، جاری شود. این بخشش نه تنها مادیات را در برمی‌گیرد، بلکه عمری با برکت و دراز، دوست خوب، فکر صواب و خانوادهٔ نیک را نیز شامل می‌شود. آن بخششِ حق است که «خالدین» و جاودانگی می‌آفریند، نه «داد خسان» که با مرگ به «مرده‌ریگ» بدل می‌شود. بنابراین، این بیت دعوتی است از سوی مولانا برای برگذشتن از فریب ظواهر و رسیدن به دیداری از جنسِ «اصل» و حقیقت محض.

نکات کلیدی

  • بخشایش‌ها و عطایای مادی و دنیوی، هرچند فراوان و چشمگیر باشند، ناپایدار و بی‌ثبات‌اند.
  • آنچه از «داد خسان» به دست آید، در نهایت «مرده‌ریگ» است و با مرگ انسان، هیچ سود و بقایی برایش ندارد.
  • جهان پدیده‌ها و صور، تنها سایه‌ای از حقیقتِ «اصل» است؛ باید از دیدن عکس به دیدن اصل روی آورد.
  • بسیاری از عیب‌ها و زشتی‌هایی که در دیگران می‌بینیم، بازتابی از نواقص و کژی‌های خودمان است (فرافکنی).
  • رزق حقیقی و پایدار، آن است که از سرچشمهٔ مطلق هستی، یعنی خداوند، جاری شود و برکت عمر دراز را به همراه آورد.

Sources: d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 29:43:00 d6-s70 · 30:57:00 d6-s70 · 31:26:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.