Lezen Daftar 6 De tussenpersoon verspreidt het nieuws door de hele stad Tabriz en verzamelt een klein bedrag. De vreemdeling gaat naar het graf van de mohtasib om het te bezoeken en vertelt dit verhaal op zijn graf als een klaagzang. Tot het einde. Vers 3259

M6:3259 — گویدش حق نه نکردی شکر من / چون نکردی شکر آن اکرام‌فن

گویدش حق نه نکردی شکر منچون نکردی شکر آن اکرام‌فن
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3259

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خداوند به او می‌گوید: «نه، شکر من را به جا نیاوردی؛ چرا که شکر آن بخشندهٔ کِرَم را نکردی.» معنا: در روز قیامت، خداوند به بنده می‌گوید که او شکر واقعی خدا را به جا نیاورده، زیرا از آن کس که واسطهٔ رسیدن نعمت‌های الهی به او بوده، سپاسگزاری نکرده است.

شرح

این بیت، از آن روایتِ عمیق و پرمغز مولاناست که ریشه در کلام قرآنی دارد. همان‌طور که در سورهٔ تکاثر آمده است که «وَ لَتَسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، خداوند در قیامت از همهٔ نعمت‌هایی که به ما بخشیده است، سؤال خواهد کرد. این نعمت‌ها، تنها مال و مکنت نیستند؛ بلکه همین چشم و گوش و دست و پا و زبان و خرد، خود بزرگترین نعمت‌هایند که شکرشان فقط به زبان نیست.

من بارها تأکید کرده‌ام که شکر واقعی، مصرفِ بهینهٔ نعمت است. اینکه چشمِ خود را در راه درست به‌کار ببرید، گوش خود را به شنیدن حق بسپارید، و خرد خود را نه با «آشغال‌ها» و «خاشاک» رسانه‌ها، که با معارفِ اصیل پر کنید، این شکر واقعی است. این بیت می‌فرماید که بنده در جوابِ خدا می‌گوید: «پروردگارا، من تو را از جان و دل شکر کردم، زیرا همهٔ روزی و نان از تو بود.» اما پاسخ قاطعِ حق این است: «نه، شکر من را نکردی، چرا که شکرِ آن اکرام‌فَن را به جا نیاوردی.»

«اکرام‌فَن» کلمه‌ای کلیدی است؛ یعنی آن کسی که فن و تخصصش کرم و بخشندگی بود. این، اشاره به واسطه‌هایی است که خداوند نعمت‌های خود را از طریق آن‌ها به ما می‌رساند. بسیاری از برکات الهی، به‌طور مستقیم به دست ما نمی‌رسد؛ بلکه از راه انسان‌ها، نیکوکاران، معلمان، یاوران، و دلسوزان به ما می‌رسد. وقتی این بنده، از واسطهٔ خیر و اکرام‌کنندهٔ از سوی خدا، سپاسگزاری نمی‌کند، در حقیقت شکرِ خودِ خدا را نکرده است. ظلم به کریم و غفلت از دستِ او که نعمتی از طریقش به ما رسیده، غفلتی از مبدأ اصلی نعمت است. از این رو، من بی‌هیچ تردیدی می‌گویم که شکر خلق، واجب و شرطِ شکرِ خداوند است. مولانا اینجا یک قاعدهٔ اخلاقی و عرفانی مهم را تبیین می‌کند: راهِ رسیدن به حق، از خلق می‌گذرد. چشم‌پوشی از واسطه‌ها، نادیده‌گرفتنِ تجلیِ حق در آیینه‌ی خلق است.

نکات کلیدی

  • شکر واقعی، مصرف بهینهٔ نعمت‌هاست، نه فقط شکر زبانی و لسانی.
  • نعمت‌های الهی غالباً از طریق انسان‌ها و واسطه‌ها به ما می‌رسند.
  • سپاسگزاری از واسطهٔ خیر و نیکوکاری که اکرام‌فن است، شرط لازم و جزء شکرگزاری از خداست.
  • غفلت از شکر واسطه‌ها، به‌نوعی ناسپاسی از مبدأ و منبع اصلی نعمت محسوب می‌شود.
  • ظلم به کریمان و بخشندگان، فراموش کردن دست خدا در پسِ بخشش‌های آن‌هاست.

Sources: d6-s73 · 16:45:45 d6-s73 · 18:10:10 d6-s73 · 19:56:56

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.