Lezen Daftar 6 De tussenpersoon verspreidt het nieuws door de hele stad Tabriz en verzamelt een klein bedrag. De vreemdeling gaat naar het graf van de mohtasib om het te bezoeken en vertelt dit verhaal op zijn graf als een klaagzang. Tot het einde. Vers 3269

M6:3269 — یاد ناورده که از مالم چه رفت / سقف قصد همتت هرگز نکفت

یاد ناورده که از مالم چه رفتسقف قصد همتت هرگز نکفت
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3269

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هرگز به یاد نیاوردی که چه چیز از دارایی‌ات بخشیدی، و سقف ارادهٔ بلندت هیچ‌گاه ترک بر نداشت. معنا: این بیت توصیف‌گر بخششی بی‌دریغ است که دهنده هرگز در مورد آنچه داده است حساب و کتاب نمی‌کند و همت بلندش برای بخشش پایانی ندارد.

شرح

این بیت، وصف‌الحال کسی است که در مقام بخشش و کرم ایستاده است؛ مقامی که در آن، حساب‌وکتاب مالی، دیگر هیچ جایگاهی ندارد. وقتی مولانا می‌فرماید: «یاد ناوردی که از مالم چه رفت»، یعنی تو می‌بخشیدی و عطا می‌کردی، بی‌آنکه حتی به خاطر بیاوری چه میزان داده‌ای و چه چیز از ثروتت از دست رفته است. باکی نداشتی و در اندیشهٔ آن نبودی که «چقدر دادم». این محاسبه‌ناپذیری، نشانهٔ اوج سخاوت و کرم است. این بخشش از جان، از درون و از سرِ بی‌نیازی صورت می‌گیرد، نه از سرِ انتظارِ جبران یا حسابگریِ خست‌ورزانه.

تعبیر «سقف قصد همتت هرگز نکفت» بسیار رساست. «کفتن» در اینجا به معنای ترک برداشتن و شکافته شدن است. یعنی آن بلندای همت و آن ارادهٔ والای تو برای بخشندگی، هرگز دچار سستی، ضعف یا شکافی نشد. این سقف نماد عزم و اراده‌ای راسخ و پاینده است که در مواجهه با بخشش‌های پیاپی، نه تنها فرونمی‌ریزد، بلکه بی‌خلل و استوار می‌ماند. این بدان معناست که منبع این سخاوت، بی‌پایان است، چه منبعِ الهی باشد و چه منبعی از کمال نفسانی که ریشه در توحید دارد.

در ادامهٔ این ابیات، مولانا می‌گوید که این شخص چنان بخشنده بود که «واحد کالف در رزم و کرم / صد چو حاتم گاه ایثار نعم». یعنی او در بخشش و دلاوری، به تنهایی، یک نفر مثل هزار نفر بود و در ایثار نعمت، همانند صد حاتم طائی. حاتم طائی نماد سخاوت در فرهنگ ماست؛ اما مولانا این را کافی نمی‌داند و می‌گوید این شخص، «صد حاتم» بود. این بدان معنی نیست که ما برای شهرت یا نام نیک کار کنیم، بلکه نام نیک، ثمره‌ای طبیعی و بی‌واسطهٔ اعمال نیکو و بخشش‌های خالصانه است. برای «شهرت» کار کردن خود دام است، اما اگر «نام نیک» خود به خود و از پسِ کار نیک آمد، مبارک است؛ چرا که تشویق‌کنندهٔ دیگران نیز خواهد بود. این بیت در حقیقت ستایش مقام والای انسانی است که فارغ از محاسبات مادی و با همتی فراتر از حد، در دریای بی‌کران بخشش غرق است.

نکات کلیدی

  • بخشندگی حقیقی محاسبه‌ناپذیر است و از همتی بلند سرچشمه می‌گیرد.
  • همت عالی در بخشش هرگز دچار سستی و ترک نمی‌شود، بلکه پیوسته جاری است.
  • این بیت صفتی از کریمان یا خداوند است که عطا می‌کنند و فراموش می‌کنند.
  • نام نیک و آوازهٔ خوب محصول عمل نیک است، نه هدف آن؛ نباید برای شهرت کار کرد.

Sources: d6-s73 · 38:02 d6-s73 · 40:40 d6-s73 · 45:11 s01 [0:00]

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.