Lezen Daftar 6 De tussenpersoon verspreidt het nieuws door de hele stad Tabriz en verzamelt een klein bedrag. De vreemdeling gaat naar het graf van de mohtasib om het te bezoeken en vertelt dit verhaal op zijn graf als een klaagzang. Tot het einde. Vers 3309

M6:3309 — ای عجب کو لعل شکربار تو / وان جوابات خوش و اسرار تو

ای عجب کو لعل شکربار تووان جوابات خوش و اسرار تو
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3309

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای شگفتا، کجاست آن لب‌های لعل‌گون شکرریز تو؟ و آن پاسخ‌های دلنشین و رازهای تو؟ معنا: این بیت، از زبان یک وامدار، حسرت و تمنای او را برای گفتار شیرین، پاسخ‌های دلگشا و رازهای نهفتهٔ معشوق یا مرشد غایب بیان می‌کند.

شرح

این بیت، سخنِ مستقیمِ مولانا نیست، بلکه ندای «وامدار»ی‌ست که در این داستان از زبان مولانا نقل می‌شود. این وامدار با حسرت و شگفتی می‌پرسد که کجاست آن «لعل شکر بار» و آن «جوابات خوش و اسرار» معشوق یا مرشدی که غایب گشته است. «لعل شکر بار» اشاره‌ای‌ست به گفتار شیرین، دلنشین و شفاخشی که از لبان آن یگانهٔ غایب جاری می‌شد. «جوابات خوش» و «اسرار» نیز تمنای او را برای دریافت رهنمودهای روشن و پرده‌برداری از حقایق پنهان نشان می‌دهد؛ او در پی تسکین و راهگشایی‌ست.

من می‌خواهم تأکید کنم که این بیت و ابیات پس از آن، فرصتی‌ست برای مولانا تا جستجوی ظاهری را به باطنی تبدیل کند. در ابیات بعدی، همین وامدار با تکرار «کو کو» (کجاست، کجاست) به دنبال محبوب گمشده می‌گردد. مولانا اما این «کو کو»یِ فاخته‌مانند را عمق می‌بخشد و جهت آن را تغییر می‌دهد. او می‌گوید: اگر به حقیقت این «کو» گفتن واقف باشی، درمی‌یابی که سرچشمهٔ نهاییِ هر آنچه می‌جویی، فراتر از مظاهر جزئی و فانی‌ست. اگر رحمتی می‌خواهی، اگر قدرتی می‌طلبی، اگر فطنت و زیرکی می‌جویی، باید به ریشهٔ آن بنگری. آن «کو» که تو می‌گویی، «همانجا که صفات رحمت است / قدرت است و نزهت است و فطنت است». این حرکت، جستجو را از یک موجودِ باصورتِ خاص، به بی‌صورتی و ریشه‌های کمالات الهی سوق می‌دهد.

این شیوهٔ مولانا، عین همان رهنمودی‌ست که پیشتر در باب روح می‌دهد: «روح چون من امر ربی مختفی‌ست / هر مثالی که بگویم منتفی‌ست.» روح از عالم امر است و مثال‌پذیر نیست. پس سخنان و اسرار دلنشین، جلوه‌هایی از آن حقیقت بی‌صورت‌اند که با «لعل شکر بار» توصیف می‌شوند. وامدار به دنبال ظاهر و تجلی است، اما مولانا می‌خواهد خواننده را به بطن و منبع لایزال آن تجلیات رهنمون شود. این تمنایِ گمشده، خود، نردبانی برای صعود از محسوس به معقول و از جزئی به کلی است؛ از جدایی از یک یارِ مشخص، به جستجوی وصل با ذات مطلقِ رحیم.

نکات کلیدی

  • این بیت صدای یک «وامدار» در یک داستان است، که تمنای بازگشت گفتار و اسرار مرشد غایب را دارد.
  • «لعل شکربار» و «جوابات خوش» استعاره‌هایی از سخنان دلنشین و راهگشای عارفانه هستند.
  • پرسش «کو؟» (کجاست؟) در این بیت، ظاهراً به یک شخص اشاره دارد، اما مولانا آن را به جستجوی ریشه‌ای‌تر صفات الهی تبدیل می‌کند.
  • خواستهٔ محسوس وامدار (سخنان شیرین)، نقطه‌ٔ شروعی برای رهنمود به سوی حقیقت بی‌صورت و ریشهٔ الهی آن کمالات است.
  • این بیت نشان می‌دهد که چگونه مولانا از یک درد انسانی و مشخص، به سوی درکی جهان‌شمول‌تر از جدایی و وصال ره می‌جوید.

Sources: d6-s74 · 00:36:47 d6-s74 · 00:37:37 d6-s74 · 00:39:52 d6-s74 · 00:40:24

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.