Lezen Daftar 6 De tussenpersoon verspreidt het nieuws door de hele stad Tabriz en verzamelt een klein bedrag. De vreemdeling gaat naar het graf van de mohtasib om het te bezoeken en vertelt dit verhaal op zijn graf als een klaagzang. Tot het einde. Vers 3314

M6:3314 — کو همان‌جا که دل و اندیشه‌اش / دایم آن‌جا بد چو شیر و بیشه‌اش

کو همان‌جا که دل و اندیشه‌اشدایم آن‌جا بد چو شیر و بیشه‌اش
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3314

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کجاست آن‌جا که دل و اندیشهٔ آدمی همیشه چون شیر در بیشهٔ خود، به آن تعلق داشت؟

معنا: این بیت از مقصد حقیقی جستجوی انسان می‌پرسد: آن جایگاه اصیلی که قلب و عقل آدمی همچون شیری در بیشه‌اش، همواره بدان متعلق بوده و در آنجا آرام و قدرتمند می‌زیسته است.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخنان «وامدار» یا همان فاخته‌ای می‌آید که «کو کو» می‌گوید و به دنبال کاشانهٔ خویش است. مولانا در اینجا به خواننده می‌گوید که اگر به حقیقت این «کو گفتن» واقف باشی، درمی‌یابی که در اصل چه چیزی را باید جستجو کنی؛ باید آب را از سرچشمه‌ها برداری. آن «کو»ی اصلی، آنجاست که صفات رحمت و قدرت و فطنت ریشه دارند؛ همان سرچشمه‌ای که پیش از این در مثنوی به آن اشاره کرده‌ام.

بیت حاضر دقیقاً به همان سرچشمه اشاره می‌کند و از ما می‌پرسد: «کجاست آن‌جا که دل و اندیشه‌اش، دائم آن‌جا بود چو شیر و بیشه‌اش؟» یعنی، کوی اصلی آنجاست که دل و اندیشهٔ آدمی، نه به مثابه مهمانی گذرا، بلکه چون شیر در بیشهٔ خود، به آن تعلق دائمی داشته است. شیر در بیشهٔ خویش غریبه نیست؛ در آنجا صاحب‌قدرت و آرام است، متعلق به آنجاست و هیچ غمی از غربت ندارد. این مثالی است که مولانا برای بیان تعلق ذاتی قلب و خرد انسان به آن اصل اعلی می‌آورد. دل و اندیشهٔ ما نیز در واقع در آن جایگاهِ متعالی غریبه نیستند؛ آنجا بیشهٔ حقیقی آن‌هاست، جایی که قدرت و اصالتشان را بازمی‌یابند.

این کو گفتن، تمنّایی است که از امید و از حزن و اندوه برمی‌خیزد. انسان در هنگام مشکلات و بیماری‌ها، چشم‌امیدش به آن جایگاه است. آنجاست که دل به سوی او اشاره می‌کند، حتی اگر زبان تنها «یا هو» بگوید. در اینجا، مولانا میان سالک و واصل تمایز قائل می‌شود. آن ولیّ خداوند، آن انسان کامل و «واصل»، هرگز «کو کو» نمی‌گوید؛ زیرا او «مع‌الله» است و حضوری دائمی در پیشگاه محبوب دارد. اما ما که هنوز سالکیم و در مسیر جستجو، «کو کو» می‌گوییم و به دنبال آن جایگاه اصلی خود هستیم. این «کو» گفتن، هرگز نشانهٔ ناامیدی یا تنهایی وجودی نیست، بلکه تمنّایی از سر امید به وصال و بازگشت به بیشهٔ حقیقی دل و اندیشه است.

نکات کلیدی

  • «کو گفتن» حقیقی، جستجوی سرچشمهٔ الٰهی است، نه حل مشکلات زمینی.
  • قلب و اندیشهٔ انسان به طور ذاتی و اصیل به مبدأ و منشأ الٰهی تعلق دارند.
  • تمثیل «شیر در بیشه‌اش» نمادی از قدرت، آرامش و تعلق اصیل قلب و خرد در جایگاه حقیقی خود است.
  • اشتیاق عارفانه به وصال، تلاشی برای بازگشت به وطن اصلی روح است، نه نالهٔ ناامیدی یا تنهایی وجودی.

Sources: d6-s74 · 00:39:52 d6-s74 · 00:40:40 d6-s74 · 00:42:57

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.