Lezen Daftar 6 Khwarezmshah, moge God hem genadig zijn, ziet tijdens een rit in zijn escorte een zeer zeldzaam paard, en het hart van de koning hecht zich aan de schoonheid en behendigheid van dat paard. Imad al-Mulk koelt het paard af in het hart van de koning, en de koning verkiest zijn woorden boven zijn eigen zicht, zoals de wijze, moge God hem genadig zijn, in de Ilahi-nameh zei: 'Als de tong jaloers wordt, zul je Josef in karwaskatoen vinden.' Vanwege de jaloerse tussenkomst van de broeders van Josef, werd zoveel schoonheid in de harten van de kopers verborgen en leek het lelijk, zozeer dat 'zij behoorden tot de onverschilligen ten aanzien van hem.' Vers 3376

M6:3376 — این یکی اسپست جانم رهن اوست / گر برد مردم یقین ای خیردوست

این یکی اسپست جانم رهن اوستگر برد مردم یقین ای خیردوست
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3376

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این یک اسب است؛ جان من گرو اوست. ای دوست نیکوکار، اگر آن را ببرند، من بی‌گمان می‌میرم. معنا: این بیت بیانگر دلبستگی عمیق مردی به اسب خود است که زندگی‌اش را به آن گره خورده می‌بیند و از نیکوکاری می‌خواهد تا برای نجاتش شفاعت کند.

شرح

من در این بیت، تصویری از شدت دلبستگی و معنای زندگی را در نگاه یک فرد عادی می‌بینم. مولانا، در شرح داستان عمادالملک، به این نکته اشاره می‌کند که این مرد، حاضر است تمام دارایی خود، حتی خانواده‌اش، را فدا کند، اما اسبش بماند. تعبیر «جانم رهن اوست» بسیار عمیق است؛ یعنی هستی و حیات این مرد به این اسب گرو رفته است. او با قاطعیت می‌گوید «گر برد مردم یقین»، یعنی اگر اسب از دست برود، مرگ او قطعی است. این سطح از پیوستگی، نشان از آن دارد که چگونه برخی موجودات یا اشیاء در زندگی ما جایگاهی می‌یابند که فراتر از ارزش ظاهری‌شان است و به تعبیری، به جان ما گره می‌خورند.

نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست که مولانا این نوع دلبستگی را، گرچه به یک موجود زمینی و نه معنوی، بدون هیچ‌گونه قضاوت یا سرزنشی به تصویر می‌کشد. او در اینجا به «نفسِ تعلق» می‌پردازد، نه به «متعلق». این تصویر، عمقِ احساسات انسانی را نشان می‌دهد و اینکه چگونه حیات و ممات برخی انسان‌ها می‌تواند به چیزهایی غیر از آنچه در ظاهر مهم شمرده می‌شود، وابسته باشد. این دلبستگی، در نگاه مولانا، نه مایهٔ سرزنش، بلکه بیانگر یک واقعیت روانشناختی و وجودی است. این مرد در اوج درماندگی، به عمادالملک، که از او به عنوان «خیردوست» و «مسیحا» یاد می‌کند، پناه می‌برد. این خود نشان از ایمان به قدرت شفاعت و تأثیر معنوی اولیا دارد، که در مثنوی بارها از آن سخن رفته است؛ اعتقاد به اینکه برخی انسان‌ها دارای «پیوستگی» با مبدأ هستند و می‌توانند دستگیر باشند. این تصویر، فارغ از جنبهٔ زمینی آن، به ما می‌آموزد که عمقِ نیاز و شدتِ خواهش است که مهم است، و این شدت می‌تواند گواه حقیقتی درونی باشد، حتی اگر متعلق آن در ظاهر پست بنماید.

نکات کلیدی

  • شدت دلبستگی انسان می‌تواند حیات و ممات او را رقم بزند، حتی به اشیای ظاهراً کم‌اهمیت.
  • مولانا دلبستگی‌های شدید انسانی را بدون قضاوت اخلاقی، بلکه به عنوان واقعیتی روانشناختی، به تصویر می‌کشد.
  • تعبیر «جانم رهن اوست» نهایتِ گره‌خوردگی هویت فرد با متعلقاتش را نشان می‌دهد.
  • ایمان به قدرت شفاعت و دستگیری اولیا در لحظات بحرانی، حتی برای نیازهای دنیوی، در مثنوی جایگاهی ویژه دارد.

Sources: d6-s75 · 01:18:58

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.