Lezen Daftar 6 Over het feit dat deze trots niet alleen aan die Indiër toebehoorde, maar dat elke mens in elk stadium door zulke trots is getroffen, behalve wie God beschermt. Vers 348

M6:348 — بار دیگر بر گمان طمع سود / خویش زد بر آتش آن شمع زود

بار دیگر بر گمان طمع سودخویش زد بر آتش آن شمع زود
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:348

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بار دیگر، به گمان طمع سودی، پروانه خود را با سرعت به آتش آن شمع زد. معنا: این بیت تکرار اشتباه پروانه را شرح می‌دهد که پس از هر بار سوختن از آتش شمع، باز به امید سودی واهی و با فراموشی رنج گذشته، خود را به آن می‌اندازد.

شرح

در این بیت، مولانا رفتار پروانه‌ای را به تصویر می‌کشد که با وجود تجربهٔ سوختن از آتش شمع، باز هم به آن بازمی‌گردد. این حکایت، تمثیلی است برای انسان‌هایی که در مسیر سلوک معنوی، هنوز «قدم صدق» و «تصمیم قاطع» ندارند و میان توبه و شکستن توبه در نوسان‌اند. اینان دائم در میانهٔ راه، یک قدم به پیش و یک قدم به پس می‌نهند و در نهایت در جای خود درجا می‌زنند.

مولانا پروانه را موجودی می‌داند که به دلیل «نسیان» یا فراموشی، درد گذشته را به یاد نمی‌آورد. این فراموشی همراه با «طمع سود» است که پروانه را بار دیگر به سوی آتش می‌کشد. پروانه از دور آتش را «نور» می‌بیند و با طمعِ سودای وصال، خود را به آن می‌زند. اما وقتی می‌سوزد، می‌گریزد و همچون طفلان «ملح می‌ریزد» (کنایه از اشک ریختن). این دور باطل ادامه می‌یابد: هر بار می‌سوزد، عقب می‌کشد، اما «حرص دل ناسی و مست» دوباره او را به سوی همان آتش می‌کشاند.

این نوسان میان توبه و توبه‌شکنی نشان از عدم رسوخ در حقیقت امر دارد. پروانه تنها پس از سوختن‌های مکرر و «از بخت نیک» رهایی یافتن، درمی‌یابد که آن که نور می‌پنداشته، در واقع «نار» بوده است. در آن زمان است که عقلش به کار می‌افتد و آتش را «ده می‌دهد»، یعنی با انگشتان دهگانهٔ طرد، آن را پس می‌زند و می‌گوید «عاقبت تو را شناختم». این تأخیر در شناخت و عمل، تصویری از حال کسانی است که دیر به حکمت می‌رسند و در دام غفلت و طمع، بارها خود را به هلاکت می‌کشانند. این قصه با بحث تکاملی بیولوژیکی پروانه که چرا این موجود در جهت هلاک خود می‌کوشد نیز درخور تأمل است؛ هرچند مقصود مولانا از این تمثیل، معنای استعاری آن در سیر و سلوک انسانی است، نه تبیین زیست‌شناختی.

نکات کلیدی

  • فراموشی (نسیان) و طمع سودی واهی، دو عامل اصلی شکستن توبه و تکرار خطا هستند.
  • آنچه از دور نور به نظر می‌رسد، از نزدیک می‌تواند آتش سوزان باشد؛ تشخیص نور و نار نیازمند تجربه و بصیرت است.
  • مسیر سلوک معنوی مستلزم قدم‌های راسخ و قاطعیت در توبه است، وگرنه انسان درجا می‌زند.
  • انسان‌های فاقد حافظهٔ معنوی، همچون پروانه، محکوم به تکرار اشتباهات گذشته‌اند.
  • شناخت حقیقی تنها پس از رنج‌های مکرر و از سر گذراندن امتحانات دشوار حاصل می‌شود.

Sources: d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:11:22

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.