Lezen Daftar 6 De heer zegt in de droom tegen de bemiddelaar de bedragen van de schuld van die vriend die was gekomen, en wijst de plaats aan waar het zilver is begraven, en geeft de boodschap aan de erfgenamen: 'Zeker, ze moeten het niet te veel vinden en er niets van terugnemen, en zelfs als hij niets ervan accepteert, of een deel niet accepteert, moeten ze het daar laten, zodat ieder die wil het kan nemen, want ik heb geloften afgelegd bij God dat geen enkel graan van dat zilver naar mij of mijn familie zal terugkeren.' Tot het einde. Vers 3553

M6:3553 — از خدا اومید دارم من لبق / که رساند حق را در مستحق

از خدا اومید دارم من لبقکه رساند حق را در مستحق
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3553

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من با فصاحت و گشاده‌رویی از خداوند امید دارم، که او حق را به مستحقش برساند.

معنا: این بیت بیانگر امید و اطمینان گوینده به خداوند است که عدالت را اجرا کرده و آنچه حقِ کسی است، به او خواهد رساند.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستانی است که مولانا در دفتر ششم مثنوی روایت می‌کند؛ داستان خواجهٔ ثروتمندی که پس از مرگش، در عالم خواب به یک پایمرد پیام می‌فرستد تا اموالش را به غریب وامداری برساند. این بیت خاص، کلامِ خودِ خواجهٔ درگذشته است که با اطمینان مطلق به خداوند، از او می‌خواهد که حق را به حق‌دار برساند. کلمهٔ «لبق» در اینجا، که به معنای زبان‌آور، فصیح و خوش‌رو است، در مقام قید به کار رفته و بیانگر این است که گوینده با کمال میل، رسا و گشاده‌رو، این امید و درخواست را از خداوند دارد. این امید صرفاً یک آرزو نیست، بلکه نوعی اطمینان و توکل عمیق به قضا و قدر الهی و عدل خداوند است که حتی از عالم غیب نیز مجرای عمل خویش را می‌یابد. اینجا دیگر بحث از فقه و احکام شرعی وصیت (که در آن تنها یک سوم اموال پس از مرگ قابل وصیت است) نیست؛ بلکه مولانا از یک «نذر» و «عهد» معنوی سخن می‌گوید که خواجه با «ذوالجلال» بسته است. این عهد، فراتر از الزامات حقوقی، یک تعهد وجودی است که حتی پس از مرگ نیز او را به سوی ادای حق و حفظ کرامت انسانی سوق می‌دهد. خواجه تاکید می‌کند که از این نذر و بخشش، حتی «نقیر»ی، یعنی کوچک‌ترین ذره‌ای، به او بازنخواهد گشت، و به حدیث پیامبر اسلام اشاره می‌کند که «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه» (بازگشت‌کننده در بخشش خویش، همچون سگی است که به استفراغ خود بازمی‌گردد). این تمثیل، بیانگر قبح اخلاقی و معنوی بازپس‌گیری عطیه است، و مولانا با این رویکرد، عهد و نذر را به مرتبه‌ای از قاطعیت و عدم رجوع ارتقا می‌دهد که در آن، خواست انسان با ارادهٔ مطلق الهی برای اقامهٔ عدل در هم می‌آمیزد. این بیت در حقیقت، نمود یک جهان‌بینی است که در آن، خداوند ضامن و عامل اصلی رساندن حق به مستحق است و این مسئولیت، حتی روح درگذشتگان را نیز درگیر خویش می‌سازد؛ این یعنی توکل به خداوند، نه تنها در زندگی بلکه از پسِ مرگ نیز، برپادارندهٔ عدل و انصاف است.

نکات کلیدی

  • توکل مطلق به عدالت الهی که حتی از پسِ مرگ نیز عامل اقامهٔ حق است.
  • وفای به عهد و نذر با خداوند، فراتر از حدود و قوانین فقهی.
  • اهمیت رساندن حق به حق‌دار و حفظ کرامت انسانی به عنوان یک تعهد روحانی.
  • قبح اخلاقی بازپس‌گیری عطیه و بخشش در نگاه مولوی، و قاطعیت در نیت دادن.
  • نقش فعال خداوند در تحقق عدل و اتصال امید انسان به ارادهٔ الهی.

Sources: d6-s78 · 46:00:00 d6-s78 · 47:22:00 d6-s78 · 00:59:00 d6-s78 · 01:01:17

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.