Lezen Daftar 6 De prinsen vertrekken naar de rijken van hun vader, nadat zij afscheid hebben genomen van de koning, en de koning herhaalt zijn advies bij het afscheid. Tot het einde. Vers 3678

M6:3678 — گر ببندی در صطبلی گاو نر / باز یابی در مقام گاو خر

گر ببندی در صطبلی گاو نرباز یابی در مقام گاو خر
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3678

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر گاوی نر را در آغلی ببندی، ممکن است در جایگاه آن گاو، خری را بازیابی. معنا: این بیت به ناپایداری و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ظواهر جهان طبیعی اشاره دارد و پرسشگرانه علیت‌های عادی را زیر سؤال می‌برد.

شرح

من اینجا به نکته‌ای عمیق و بنیادین از مثنوی برمی‌خورم که ریشه در فهم مولانا از علیت و تدبیر الهی دارد. این بیت، در نگاه اول، ممکن است عجیب و نامنتظم به نظر آید؛ اما در باطن خود، حکمتِ نفی علیت طبیعی و تاکید بر فاعلیت مطلق حق را حمل می‌کند.

مولانا این مثال را، که به تصریح خود من از غزالی و کتاب «تهافت‌الفلاسفه» او می‌آید، برای به چالش کشیدن باور ما به پیوستگی و قطعیت علل طبیعی به کار می‌گیرد. غزالی در برابر فلاسفه، به ویژه در دیدگاه اشعری، این نظریه را مطرح کرد که علیت عرضی در طبیعت وجود ندارد؛ به این معنا که هیچ شیئی در عالم فی‌نفسه علت پدید آمدن شیء دیگری نیست. سوزاندن پنبه توسط آتش، به عادت خداوند است، نه خاصیت ذاتی آتش. بنابراین، اگر خداوند نخواهد، آتش پنبه را نمی‌سوزاند؛ همان‌طور که ابراهیم در آتش نمرود نسوخت.

این بیت مولانا به همین «گسست» و «عدم تداوم» در علیت‌های طبیعی اشاره دارد. ما عادت کرده‌ایم که انتظار داریم وقتی گاو نری را در اصطبلی می‌بندیم، فردا نیز همان گاو را بیابیم. اما مولانا، به پیروی از غزالی، می‌گوید هیچ تضمین ذاتی در طبیعت برای این تداوم وجود ندارد. اگر هم روزی به جای گاو، خر را یافتیم، نباید تعجب کنیم؛ زیرا این جهان تماماً تحت تصرف و تدبیر «سوار دوست‌کام» (آن سوار ماهری که بر پشت اسب طبیعت نشسته) است.

من در این بحث، پیوند عمیقی با فلسفه کانت می‌یابم. کانت نیز معتقد بود که تداوم و علیت، ویژگی‌های ذاتی طبیعت نیستند؛ بلکه این ذهن ماست که این مفاهیم را بر پدیده‌ها تحمیل می‌کند. ما جهان را آن‌گونه که هست درنمی‌یابیم، بلکه آن را بر اساس قالب‌های ذهنی خود می‌سازیم. اما تفاوت مولانا و غزالی با کانت در این است که آنها «فردای دیگر» و «تغییر گاو به خر» را نه از فعل ذهن ما، بلکه از اراده و تدبیر پنهان الهی می‌دانند. این همان «خفیه‌کار»ی است که امور را می‌گرداند و دست‌های او پشت پرده علل طبیعی پنهان است.

نتیجه این بصیرت مولانا، درسی بزرگ برای تواضع فکری و عملی است. اگرچه در زندگی روزمره باید به اسباب و علل معمول اعتماد کنیم، اما نباید این اعتماد صددرصدی و مطلق باشد. همیشه این امکان وجود دارد که «تیر سوی راست پرانیده‌ای / سوی چپ رفته است تیرت». این نادیده گرفتن تدبیر الهی و سرسپردگی تام به اسباب، «خری» است. مولانا به ما می‌آموزد که همواره باید هوشیار باشیم که پشت پرده علل ظاهری، اراده‌ای فعال و پنهان در کار است که گاه خود را با «فسخ عزائم» و برهم زدن نقشه‌ها آشکار می‌کند، تا ما بدانیم که زمام اختیار جهان تماماً در دست ما نیست. این، هم درس بزرگی برای فروتنی علمی است و هم دلیلی بر پیش‌بینی‌ناپذیری قطعی آینده و نقد هرگونه جبرگرایی تاریخی.

نکات کلیدی

  • ظواهر طبیعی و علل آن، پیوستگی و قطعیت ذاتی ندارند؛ پدیده‌ها می‌توانند غیرقابل‌پیش‌بینی باشند.
  • این بیت، نفی علیت عرضی طبیعی است که غزالی در «تهافت‌الفلاسفه» مطرح کرد؛ آتش فی‌نفسه نمی‌سوزاند، بل به «عادت خداوند» می‌سوزاند.
  • کانت نیز علیت و تداوم را تحمیل ذهن بر طبیعت می‌دانست، اما مولانا آن را از اراده پنهان الهی می‌داند (خفیه‌کار).
  • اعتماد مطلق به اسباب و غفلت از «سوار دوست‌کام» که بر اسب طبیعت نشسته، «خری» است و نوعی بی‌بصیرتی محسوب می‌شود.
  • درس این بیت، تواضع فکری و عملی است؛ هیچ چیز در این عالم قطعی و تضمین شده نیست و آینده را نمی‌توان به نحو مطلق پیش‌بینی کرد (نقد جبرگرایی تاریخی).
  • برهم خوردن نقشه‌ها و مقاصد («فسخ عزائم») نشانه‌ای از دست فعال اراده الهی است که به ما یادآوری می‌کند جهان خودگردان نیست.

Sources: d6-s81 · 51:56:00 d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 42:58:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.