Lezen Daftar 6 De zonen van de sultan gingen, volgens het principe 'De mens is hebzuchtig naar wat hem verboden is,' 'Wij toonden onze dienstbaarheid, maar uw slechte aard begreep niet hoe hij die moest kopen.' Zij negeerden alle adviezen van hun vader en gingen naar dat verboden fort, en vielen zo in de put van beproeving. En hun verwijtende zielen zeiden: 'Is er geen waarschuwer tot u gekomen?' Zij zeiden huilend en vol spijt: 'Hadden wij maar geluisterd of begrepen, dan waren wij niet onder de bewoners van de Hel geweest.' Vers 3701

M6:3701 — آمدند از رغم عقل پندتوز / در شب تاریک بر گشته ز روز

آمدند از رغم عقل پندتوزدر شب تاریک بر گشته ز روز
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3701

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنان، برخلافِ عقلِ پندده، در شبی تاریک گام نهادند که از روشنایی روز بازگشته بود. معنا: این بیت به کسانی اشاره دارد که با سرپیچی از عقلِ نصیحت‌گو، در تاریکی جهل و هوس فرو می‌روند و از راه راست منحرف می‌شوند.

شرح

مولانا در این بیت از کسانی سخن می‌گوید که از مسیر روشن خرد و عقلانیت منحرف شده‌اند و راه تاریکی را برگزیده‌اند. «عقل پندتوز» در اینجا همان عقل ناصح و راهنماست که پیوسته آدمی را به سوی صلاح و حقیقت دعوت می‌کند؛ عقلی که نه تنها می‌اندیشد، بلکه پند می‌دهد و مسیر درست را نشان می‌دهد. واژهٔ «رغم» نیز به معنای علیرغم، باوجود یا برخلاف است که نشان‌دهندهٔ نوعی تمرد و سرپیچی از این راهنمای درونی است.

من گمان می‌کنم که تعبیر «شب تاریک برگشته ز روز» یک تصویرسازی استعاری عمیق است. اینجا شب تاریک، به معنای ظلمت عقلانی و نادانی است، نه صرفاً تاریکی فیزیکی. این افراد پشت به «روز» کرده‌اند؛ روزی که نماد نور عقل، بصیرت و معرفت است. یعنی خردشان تعطیل شده، هوس و تمایلات نفسانی‌شان برانگیخته شده و نور عقل دیگر راهشان را روشن نمی‌کند. این وضعیتی است که در آن آدمیان، آگاهانه چشم بر حقایق می‌بندند و خود را در ظلمت جهل و شهوت فرو می‌برند.

این بیت، در چارچوب داستانی بزرگتر در مثنوی می‌آید که از گروهی سخن می‌گوید که به قلعه‌ای موسوم به «ذات الصور» (قلعهٔ پُرصورت) می‌روند. این قلعه، همان‌طور که در شرح‌های دیگر هم گفته‌ام، اشاره به عالم خیال منفصل در فلسفهٔ سهروردی دارد؛ عالمی میان عالم طبیعت و ماورای طبیعت، که پُر از صور و نقش و نگار است، اما فاقد ماده است. ورود به چنین قلعه‌ای، آن هم «از رغم عقل پندتوز» و «در شب تاریک»، نشان از فریب‌خوردگی و از دست دادن تعقل است. آدمی که عنان خود را به دست هوس و غفلت بسپارد، ناگزیر وارد جهانی از صورت‌های فریبنده می‌شود که او را از حقیقت دور نگاه می‌دارند. اینچنین، مولانا پیوند محکم میان عقل، بصیرت، و گام نهادن در مسیر روشن معنویت را به ما می‌آموزد و عواقب سرپیچی از آن را گوشزد می‌کند.

نکات کلیدی

  • اهمیت عقل به عنوان راهنمای درونی و ناصح.
  • مخاطرهٔ تمرد از عقل و پذیرش ظلمت جهل.
  • شب تاریک نمادی از خاموشی عقل و برافروختن هوس.
  • روز نمادی از بصیرت و نور معرفت.
  • ورود به «قلعهٔ ذات الصور» نتیجهٔ پشت کردن به خرد.

Sources: d6-s82 · 16:27:00 d6-s82 · 18:29:00 d6-s82 · 20:46:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.