Lezen Daftar 6 De zonen van de sultan gingen, volgens het principe 'De mens is hebzuchtig naar wat hem verboden is,' 'Wij toonden onze dienstbaarheid, maar uw slechte aard begreep niet hoe hij die moest kopen.' Zij negeerden alle adviezen van hun vader en gingen naar dat verboden fort, en vielen zo in de put van beproeving. En hun verwijtende zielen zeiden: 'Is er geen waarschuwer tot u gekomen?' Zij zeiden huilend en vol spijt: 'Hadden wij maar geluisterd of begrepen, dan waren wij niet onder de bewoners van de Hel geweest.' Vers 3743

M6:3743 — باز بی‌صورت چو پنهان کرد رو / آمدند از بهر کد در رنگ و بو

باز بی‌صورت چو پنهان کرد روآمدند از بهر کد در رنگ و بو
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3743

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که بی‌صورت روی خود را پنهان کرد، صورت‌ها در عالم رنگ و بو، به طلب و گدایی افتادند. معنا: این بیت بیان می‌کند که وقتی منبع ازلی و بی‌صورت، خود را از چشم صورت‌ها پوشاند، موجودات عالمِ محسوسات، به جای رجوع به آن منبع بی‌صورت، به یکدیگر روی آوردند و از هم طلب حاجت کردند.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌های مثنوی، یعنی قصهٔ بی‌صورتی، اشاره می‌کند. من بارها تأکید کرده‌ام که جهان باصورت ما، از عالم بی‌صورت پدید آمده و هستی یافته است؛ همچون بنایی که سایهٔ اندیشهٔ معمار است. معمار در ذهن خود نقشه‌ای می‌پرورد که هنوز سنگ و چوب نیست، اما نهایتاً همان اندیشه در قالب ساختمان تجسم می‌یابد. خداوند نیز همچون معمار عالم، فکری کرده است که این جهان با تمام رنگ و بوی خود، تجلی خارجی آن فکر است. او فاعل مطلق و بی‌صورت است و این صورت‌ها به منزلهٔ ابزارهایی در دست او هستند. حتی انکار وجود او نیز خود از او پدید می‌آید، زیرا چیزی در عالم نیست که مخلوق و دست‌باف او نباشد.

اینجا مولانا به نکته‌ای عمیق می‌رسد: «باز بی‌صورت چو پنهان کرد رو / آمدند از بهر کد در رنگ و بو». وقتی بی‌صورت، که سرچشمهٔ تمام کمال‌ها و جمال‌ها و قدرت‌هاست، روی از ما پنهان می‌کند (نه به معنای غیبت، بلکه به معنای عدم ادراک مستقیم ما)، صورت‌ها به تکاپو می‌افتند. اما اشتباه بزرگ آن‌ها این است که به جای رجوع به بی‌صورت، به سوی صورت‌های دیگر می‌روند. گویی محتاجی به در خانهٔ محتاجی دیگر رفته باشد. «صورتی از صورت دیگر کمال گر بجوید / باشد آن عین ضلال». این همان چیزی است که من آن را «کوری عصاکش کوری» می‌نامم. مولانا با قاطعیت این رفتار را «عین ضلال» می‌خواند. چگونه می‌توان نیازمندی را نزد نیازمندی دیگر برد؟

البته این سخن مولانا به معنای طرد کامل طلب حاجت از اسباب و صورت‌ها در زندگی مادی نیست. همانطور که من بارها گفته‌ام، این یک مالیخولیاست و دیوانگی است که آدمی تصور کند نباید از طبیب یا دارو کمک بگیرد، بلکه تنها از خداوند شفا بخواهد. هیچ پیامبری چنین رهبانیت و بی‌عملی را تبلیغ نکرده است. منظور مولانا از «عین ضلال» در اینجای کار، توکل در معنای نهایی و معرفتی آن است؛ یعنی نباید در جستجوی خداوند و حقیقت، خود را در مفاهیم و صورت‌های فکری محدود کنیم. این مفاهیم نیز خود صورت‌اند و محتاج صورت‌های دیگر برای توضیح و تبیین. در این مسیر، باید خود را تهی کنیم و به «هیچ» تبدیل شویم، تا بی‌صورت در ما منعکس گردد. «آب کم جو، تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست». این همان داستان تمثیلی چاله کندن برای باران است؛ وقتی ظرف خالی باشد، رحمت نازل می‌شود.

به یک معنا، تمام حرکت‌ها و جست‌وجوهای ما در این جهان، حتی در پی لذات و کمالات ظاهری، در واقع سیری است به سوی بی‌صورت. ما در پی کمالیم و کمال مطلق خداوند است. حتی وقتی به لذتی از نوع مادی می‌رسیم، در حقیقت داریم از صورت آن فراتر می‌رویم و خود را در بی‌صورتی غرق می‌کنیم، هرچند در درجات پایین‌تر. پس همهٔ ما در واقع «بی‌صورت‌جو» و «خداجو» هستیم، گرچه بسیاری از ما از این حقیقت بی‌خبریم و خود را در «رنگ و بو» گم کرده‌ایم. اما آنان که هوشیارترند، مستقیماً رو به بی‌صورت می‌آورند و از «کد در رنگ و بو» می‌گریزند، زیرا می‌دانند که هر کمالی در این عالم، انعکاسی از بی‌صورت مطلق است و چسبیدن به این انعکاس‌ها، تنها دوری از سرچشمه است.

نکات کلیدی

  • جهان صورت‌ها (عالم محسوس) از عالم بی‌صورت (خالق مطلق) پدید آمده است.
  • وقتی بی‌صورت خود را از ادراک مستقیم ما پنهان می‌کند، جستجوی کمال از صورت‌های دیگر (گدایی از محتاج) «عین ضلال» است.
  • توکل حقیقی به معنای بی‌عملی نیست؛ باید خود را تهی و آماده پذیرش کرد، نه اینکه به منفعلانه در انتظار معجزه نشست.
  • هر جستجو و تلاشی در این عالم، حتی در پی لذات مادی، در نهایت سیر به سوی بی‌صورت مطلق است.
  • انسان‌ها ناخودآگاه «بی‌صورت‌جو» هستند و حقیقت این است که همه چیز به یک اصل واحد بازمی‌گردد.
  • راه یافتن به بی‌صورت، از طریق رها کردن صورت‌ها و مفاهیم ذهنی و تهی کردن خویشتن است.

Sources: d6-s83 · 47:07:00 d6-s83 · 55:22:00 d6-s83 · 43:40:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.