Lezen Daftar 6 Ze zien in het paleis van dit fort met beelden het portret van de dochter van de keizer van China, en alle drie vallen flauw en raken in beroering, en ze onderzoeken wie deze afbeelding is Vers 3777

M6:3777 — سهل دانستیم قول شاه را / وان عنایت‌های بی اشباه را

سهل دانستیم قول شاه راوان عنایت‌های بی اشباه را
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3777

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفتارِ شاه را آسان انگاشتیم / و آن عنایت‌های بی‌همتا را (نیز). معنا: این بیت بیانگر پشیمانی آنانی است که نصیحت و الطاف بی‌مانند رهبرشان را نادیده گرفتند و به عقل خویش تکیه کردند.

شرح

این بیت، از زبان جوانانی بیان می‌شود که فریب خودبینی و تکیه بر عقل ناقص خویش را خورده‌اند. مولانا می‌خواهد به ما درسی حیاتی بدهد: اینکه آدمی چگونه پشیمان می‌شود از آن لحظه‌ای که «قول شاه» و «عنایت‌های بی‌اشباه» را سهل انگاشته است. ما فکر می‌کنیم این عقل ما کامل است، سالم است و هیچ بیماری یا بندگی‌ای ندارد. اما بی‌تردید این توهمی بیش نیست.

مولانا این پشیمانی را با داستان جوانانی پیوند می‌زند که امر شاه را نادیده گرفتند و به اصطلاح «با عنایات پدر یاغی شدیم». نتیجه این می‌شود که «در خندق افتادیم همه، کشته و خستهٔ بلا بی‌ملحمه». یعنی بدون اینکه حتی جنگی در کار باشد، تنها با تکیه بر عقل خود و فرهنگ خویش، به خود ضربه زدیم و گرفتار بلا شدیم. این خندق، همان چاله‌ای است که خودمان برای خودمان کنده‌ایم. این نکته کلیدی است: انسان با اتکاء صرف به خود، خود را به چاه می‌اندازد، نه اینکه از بیرون گرفتار آید.

اشاره مولانا به «خندق» و جنگ خندق، نکته‌ای عمیق در خود دارد. در آن جنگ، پذیرش پیشنهاد سلمان فارسی (که از بیرون بود) مایه نجات شد، در حالی که در داستان این جوانان، رد کردنِ «قول شاه» (که او نیز حکم هدایت از بیرون را دارد) مایه هلاکت.

مولانا از عبارت‌های بسیار دقیقی استفاده می‌کند. می‌گوید ما «بی‌مرض دیدیم خویش و بی‌زرق». یعنی گمان کردیم هم تندرستیم (عقلمان سالم است) و هم آزادیم (برده نیستیم). اینجاست که مولانا به عمق روانکاوی انسان می‌رود. عقل ما ممکن است بیمار باشد، ناقص باشد و خوب کار نکند. اما از این هم فراتر، آیا تضمینی هست که عقل ما «برده» عواطف ما، منافع ما، و تعصبات ما نباشد؟ این «رقیت» (بندگی) عقل، آفت بزرگی است. عقل، این میوه رسیده و ظریف وجود ما، صدها دشمن در کمین دارد؛ اگر مراقبت نشود، لک می‌زند و کرم می‌گذارد.

بنابراین، تکیه بر عقل خویش، پیش‌فرضش این است که این عقل، اولاً درست و کامل باشد و ثانیاً آزاد باشد، نه در بندگی. پیامبران و هادیان الهی، بیش از آنکه به آزادی سیاسی فکر کنند، به «آزادی خرد» می‌اندیشیدند. وظیفه آن‌ها رهانیدن عقل از این بندگی‌ها بود تا خود را «بی‌زرق» ببیند و آن وقت راه راستین را بشناسد. سهل شمردن قول شاه و عنایت‌های بی‌همتای او، در حقیقت، سهل انگاشتن همین آزادی خرد و خود را در چاه بندگی انداختن است.

نکات کلیدی

  • اعتماد بی‌حد به عقل شخصی، بدون در نظر گرفتن نقص‌ها و بندگی‌های آن، به پشیمانی و هلاکت می‌انجامد.
  • عقل آدمی می‌تواند «بیمار» (ناقص) و «برده» (تحت تأثیر عواطف و منافع) باشد؛ این آفت‌ها در کمین آن هستند.
  • سهل انگاشتن «قول شاه» و «عنایت‌های بی‌اشباه» در واقع غفلت از راهنمایی‌های الهی و هادیان است.
  • انسان با تکیه صرف بر خود، خود را به «خندق» بلا می‌اندازد، نه اینکه از بیرون گرفتار آید.
  • رسالت پیامبران، بیش از آزادی سیاسی، «آزادی خرد» بود تا عقل از بندگی‌ها رها شود.

Sources: d6-s84 · 02:48:48 d6-s84 · 03:18:18 d6-s84 · 03:26:37

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.