Lezen Daftar 6 Het verhaal van de Sadar-i Jahan van Bukhara: elke bedelaar die mondeling om een algemene aalmoes vroeg, werd daarvan meedogenloos verstoken. En die geleerde derwisj vroeg uit vergeetachtigheid, extreme hebzucht en haast mondeling in de stoet van de Sadar-i Jahan, die zijn gezicht van hem afwendde. En hij verzon elke dag een nieuwe list, vermomde zich soms als vrouw onder een sluier, en soms als blinde, en met bedekte ogen en gezicht herkende de Sadar-i Jahan hem door zijn scherpzinnigheid. Tot het einde. Vers 3803

M6:3803 — مبتلایان را بدی روزی عطا / روز دیگر بیوگان را آن سخا

مبتلایان را بدی روزی عطاروز دیگر بیوگان را آن سخا
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3803

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به بیماران و رنج‌دیدگان روزی عطا می‌کرد، و روزی دیگر سخاوت او شامل حال بیوه‌زنان می‌شد. معنا: این بیت بخشی از وصف یک بخشنده‌کریم است که روزانه بی‌منت و بی‌توقع به گروه‌های مختلف نیازمند، از بیماران گرفته تا بیوه‌زنان، یاری می‌رساند.

شرح

این بیت، از داستان «صدر جهان» در بخارا، نمونه‌ای درخشان از سلوک عرفانی و معنای حقیقی فتوت و پاک‌بازی را به ما می‌آموزد. مولوی با این وصف، از مردی سخن می‌گوید که بخششِ او نه از سر تظاهر است و نه برای کسب پاداش، بلکه جلوه‌ای از سیرت الهی است.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولوی در تبیین بخشش بی‌چشمداشت، خورشید و ماه را مثال می‌آورد. اینها به اصطلاح، «پارادایم کیس»هایی هستند برای سخاوت بی‌توقع. نور می‌دهند، گرما می‌دهند، و حتی به گمان قدما، طلا را در معدن می‌پرورانند، اما هیچ انتظاری از کسی ندارند. این خوی الهی است؛ خداوند «کریم علی‌الاطلاق» است. رزق‌ها، رزق‌خوار اویند؛ میوه‌ها، لب‌خشک باران اویند. همه از او می‌گیرند تا بتوانند ببخشند و بتابند. مولوی می‌گوید: «نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور»؛ یعنی پشت هر نوری، نوری دیگر است که آن را نور می‌کند، و اینها از خود نمی‌تابند، مرزوق خداوندند.

معنای «پاک‌بازی» اینجا دو وجه دارد. یک وجه آنکه انسان هرچه دارد را ببازد، ته کیسه‌اش پاک شود. اما وجه عمیق‌تر و مورد نظر مولوی، این است که انسان پاک و خالص ببازد، یعنی بدون هیچ چشم‌داشتی، بدون انتظار بازگشتی یا پاداشی. این محض بخشش و محض مهر و داوری و رحمت است؛ «همچو حق بی‌علت و بی‌منت‌اند.» پیامبران نیز «لا اسئلکم علیه اجرا» می‌گفتند. عاشقان، مزدطلب نیستند، پاداش‌جو نیستند؛ نفس عاشقی عین پاداش آنهاست. «خون کن قماربازی که بباخت آن چه بودش، بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر.» در قمار عشق، کسی نمی‌خواهد برنده باشد؛ خودِ عاشقی، غایت کار است.

آنچه این حکایت را پرمعنا می‌کند، نه تنها بخشش صدر جهان، بلکه شیوه او و چالش‌هایی است که با آن روبرو می‌شود. او به «مبتلایان»، «بیوگان»، «علویان مقل» و «فقیهان فقیر» و «گرفتاران وام» می‌بخشد. اما شرط او این بود که کسی با زبان زر نخواهد، «هیچ نکشاید لبان»، بلکه مفلسان «دیواروش» و خاموش می‌ایستادند. این نشان می‌دهد که ارزش بخشش، در بی‌زبانی خواهنده و بی‌توقعی دهنده است.

اما نکته اوج داستان، در مواجهه صدر جهان با پیری جسور است. آن پیر اعتراض می‌کند که «تو بی‌شرم‌تری که این جهان را خوردی و می‌خواهی آن جهان را نیز به طمع با این جهان جمع کنی.» این سخن، نقد عمیقی است بر ریاکاری و بخشش‌های متظاهرانه که در ظاهر خیرخواهانه، اما در باطن برای کسب دنیا و عقبی توأمان انجام می‌شوند. صدر جهان، در برابر این سخن حق، چاره‌ای جز خندیدن و عطا کردن به پیر ندارد، زیرا پیر به ماهیت واقعی کار او، از منظر نقادانه، اشاره کرده بود. اینجاست که مولوی تمایز می‌گذارد میان عملی که محض بخشش و فناست و عملی که هنوز رگه‌هایی از خودخواهی و انتظار ثواب در آن هست. در نهایت، بخشش حقیقی، آن است که دهنده نیز خود را فانی در عطایش ببیند و چیزی برای خود نخواهد.

نکات کلیدی

  • بخشش صدر جهان، تجلی خصلت الهی و فتوت حقیقی است.
  • سخاوت بی‌توقع، از ویژگی‌های «پارادایم کیس»هایی چون خورشید و ماه است.
  • «پاک‌بازی» به معنای بخشش خالصانه بدون انتظار پاداش دنیوی یا اخروی است.
  • مولانا به کسانی که بخشش را وسیله‌ای برای کسب همزمان دنیا و آخرت می‌کنند، نقد دارد.
  • اعطای بی‌منت به نیازمندان خاموش، نشانه‌ای از ارزش بالای اخلاقی و عرفانی است.
  • هدف غایی عاشق، خودِ نفس عاشقی است و ورای آن، غایتی نیست.

Sources: d6-s85 · 00:15:40 d6-s85 · 00:17:30 d6-s85 · 00:20:00 d6-s85 · 00:21:57 d6-s85 · 00:28:40 d6-s85 · 00:29:45

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.