Lezen Daftar 6 Het verhaal van Imru' al-Qais, die een koning van de Arabieren was en buitengewoon mooi van uiterlijk was, de Jozef van zijn tijd. En de Arabische vrouwen, zoals Zulaikha, waren dolverliefd op hem. En hij was een dichter, van nature geneigd om te zeggen: 'Sta stil, laten we huilen ter herinnering aan een geliefde en een verblijf.' Terwijl alle vrouwen hem met heel hun ziel zochten, waarom dan zijn gedichten en zijn jammerklachten? Tenzij hij wist dat dit alles slechts afbeeldingen waren die op de planken van aarde waren geschilderd. Uiteindelijk overkwam deze Imru' al-Qais een toestand waarin hij midden in de nacht zijn koninkrijk en kinderen verliet, zich in een derwisjmantel verborg en van het ene land naar het andere trok, op zoek naar Degene die vrij is van landsgrenzen: 'Hij begunstigt met Zijn genade wie Hij wil.' Tot het einde. Vers 4047

M6:4047 — طفل داند هم نداند شیر را / راه نبود این طرف تدبیر را

طفل داند هم نداند شیر راراه نبود این طرف تدبیر را
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:4047

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کودک، شیر را می‌شناسد و همزمان نمی‌شناسد؛ در این راه، تدبیر و خردورزی راهی ندارد. معنا: این بیت به معرفت بی‌واسطه و غیرمفهومی عارف اشاره دارد، که مانند کودک، چیزی را وجوداً می‌شناسد اما ذهناً از آن بی‌خبر است؛ شناختی که ورای تدبیر عقل است.

شرح

مولانا، در ادامهٔ توصیف عارفِ غرق در حق، تمثیل زیبایی از طفل و شیر می‌آورد که خود شرحی است بر حال ماهیِ در آب. کودک، شیر را «هم داند هم نداند». این تعبیر، ژرفای معرفت عارفانه را هویدا می‌کند. کودک، وجوداً به سوی سینهٔ مادر و شیر گرایش دارد، آن را می‌شناسد در مرتبهٔ وجود و تعلق محض؛ اما ذهناً، از آن مفهوم‌سازی نمی‌کند. او نمی‌گوید: «این شیر است، من گرسنه‌ام، شیر گرسنگی مرا رفع می‌کند.» این تحلیل عقلی، کار بزرگان و صاحب‌فکران است، نه طفل. این همان «خالی شدن از ذهن و فکر» است که مکرراً به آن اشاره کرده‌ام.

من قویاً معتقدم که این «دانستنِ بی‌دانش» نقطهٔ کانونی درک عرفان است. کودک، یک همت بیشتر ندارد، یک چیز بیشتر در این دنیا نمی‌شناسد و آن سینهٔ مادر است. این تمرکز بی‌بدیل، بی‌واسطه و عاری از هرگونه تحلیل و مفهوم‌سازی ذهنی، الگوی سالک است. اینجا «راه نبود این طرف تدبیر را». تدبیر به معنای اندیشیدن، برنامه‌ریزی، و مفهوم‌پردازی عقلی است. در حضور حق، جایی برای این تدبیر نیست؛ معرفت باید بی‌واسطه و وجدانی باشد، نه استدلالی و عقلی. عارف، نه در صدد تعریف خداست، نه در پی استدلال بر وجود او؛ او در خدا غرق است، از خدا نفس می‌کشد، همانند آن چوپان داستان موسی که دلی پر از عشق داشت، هرچند زبانش زبان فیلسوفانه نبود.

این حال، مرا به یاد سخن عیسی مسیح می‌اندازد که فرمود: «تا کودک نشوید به ملکوت الهی راه پیدا نمی‌کنید.» مفسران انجیل دربارهٔ اوصاف کودکان که راهگشای ملکوت است، بسیار گفته‌اند. بی‌شک یکی از برجسته‌ترین این اوصاف، سادگی، زلالی و بی‌ریایی است. طفل، مکار نیست، حیله‌گر نیست، دروغ‌گو نیست؛ این‌ها در سرشت او راه ندارد. او «فضولی» و دخالت‌های بی‌جای عقل را نمی‌شناسد. این بساطت و صفای نخستین، آنچنان مطلوب است که آدمی باید بکوشد تا آن را در بزرگسالی حفظ کند. این حفظ، تنها از طریق مجالست با اهل دل و حقیقت میسر است.

همان‌طور که پیش‌تر نیز گفتم، این حالِ غرقگی، مانند حضور در کعبه است که در آن «رسم قبله نیست.» وقتی در کعبه‌ای، به هر سو رو کنی، به قبله روی کرده‌ای. عارفِ غرق در حق نیز چنین است؛ هرچه از او صادر شود، بوی حق می‌دهد، زیرا واسطه‌ها و حائل‌های فکری از میان برخاسته‌اند. تجربهٔ حتی یک لحظه از این حضور بی‌واسطه، که حجاب‌ها برخیزند و آدمی خود را غرق در دریای وجودی بزرگ‌تر از خود ببیند، به تمام عمر می‌ارزد. این اوج پیوند و اتصال است، ورای هرگونه قید و بند و تدبیر عقلانی.

نکات کلیدی

  • معرفت طفل‌گونه: دانشی وجودی فراتر از مفاهیم ذهنی و تحلیل عقلی.
  • «تدبیر» به مثابه مانع: در مسیر بی‌واسطه عرفانی، اندیشیدن، برنامه‌ریزی و مفهوم‌پردازی جایگاهی ندارد.
  • عارف به مثابه طفل یا ماهی: غرق در حقیقتِ هستی، بی‌نیاز از تعریف یا استدلال فلسفی دربارهٔ آن.
  • بساطت و زلالی طفلانه: کیفیتی مطلوب و راهگشا برای ورود به ملکوت الهی، عاری از مکر و حیله.
  • اتکا و اتصال بی‌واسطه: پیوندی مستقیم با معشوق، بدون حائل‌های فکری و ذهنی که واسطه می‌سازند.

Sources: d6-s88 · 59:16:00 d6-s88 [1:00:12:00] d6-s88 [1:29:54:00] d6-s88 · 1:44:00 d6-s88 [1:06:04:00] d6-s88 [1:06:33:00] d6-s90 · 1:03:22

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.