Lezen Daftar 6 Na hun geheime verblijf in de steden van China, in de hoofdstad, en na een lange periode van ongeduld, verloor de oudste zijn geduld en zei: 'Ik ga, vaarwel. Ik zal mezelf aan de koning aanbieden, maar een stap die mij naar mijn doel brengt, of ik werp mijn hoofd als offer.' En: 'O voeten, breng mij naar het doel en de wens, of leg mijn hoofd neer, net als mijn hart, uit zijn handen.' En het advies van zijn broers had geen nut voor hem: 'O berisper van geliefden, laat een groep die God heeft misleid; hoe kunt u hen leiden?' Tot het einde. Vers 4061

M6:4061 — دعوی مرغابئی کردست جان / کی ز طوفان بلا دارد فغان

دعوی مرغابئی کردست جانکی ز طوفان بلا دارد فغان
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:4061

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جان ادعای مرغابی بودن کرده است؛ مرغابی که هرگز از طوفان بلا فریاد و ناله سر نمی‌دهد. معنا: مولانا می‌گوید جانِ سالک خود را چون مرغابی می‌داند که نه از امواج خروشان می‌هراسد و نه در برابر بلاهای سهمگین روزگار شیون می‌کند.

شرح

این بیت در دفتر ششم مثنوی می‌آید، در دورانی که مولانا خود را برای پروازی نهایی آماده می‌کرد. او در این مرحله از عمر، «دماغه کشتی مرگ را از افق نزدیک می‌دید»، و همین بینش او را به سوی اوج‌های معنوی تازه‌ای رهنمون می‌شد. جان در اینجا، با جسارتی تمام، خویش را «مرغابی» می‌خواند. مرغابی حیوانی است که زیستگاه طبیعی‌اش در آب‌ها و حتی در میان امواج متلاطم است. او از طوفان نمی‌هراسد؛ بلکه در قلب طوفان احساس یگانگی و تعلق می‌کند. «کی ز طوفان بلا دارد فغان» یک سؤال بدیعی است که مولانا مطرح می‌کند، سؤالی که پاسخ آن در نفی نهفته است: یک مرغابیِ واقعی هرگز از طوفان بلا فریاد نمی‌زند و ناله نمی‌کند.

این «دعوی مرغابئی» در واقع، اعلان آمادگی جان برای مواجهه با هر آزمون و بلایی است، از جمله بلاهایی که با مرگ و گذار از این جهان همراهند. این ادعا، صرفاً یک تمثیل نیست؛ بلکه یک حقیقت وجودی است که جان عاشق به آن رسیده است. در نگاه مولانا، طوفان‌های بلا، نه مایه‌ی یأس و وحشت، که فرصتی برای شناوری و تجلی عمق جان‌اند. این همان رویکردی است که مولانا در جای‌جای مثنوی بر آن تأکید دارد، یعنی عبور از شکایت ظاهری به حکایت باطنی. جان عارف، در اوج معرفت، خود را جزئی از دریای بی‌کران هستی می‌یابد و هرگونه ناله و فغان از طوفان را دون شأن خویش می‌داند.

من این را بارها گفته‌ام که مولانا سبک‌روح است و مثنوی او کتاب طرب است، نه حزن. حتی در مواجهه با مرگ، که معمولاً موجب حزن است، جانِ مولانا حالت شناوری و یگانگی با دریا را به خود می‌گیرد. «طوفان بلا» در اینجا می‌تواند نمادی از هرگونه چالش وجودی، از بیماری و فقر گرفته تا هجوم مغولان و مرگ عزیزان باشد. اما جانِ مرغابی‌صفت، در هیچ‌کدام از این‌ها لحظه‌ای تردید و شکوه نمی‌کند. این عین ایمان است، عین توکل است، و در نهایت، عین عشق است که هرگونه ترس را از میان برمی‌دارد.

نکات کلیدی

  • اعلان جسارت روح عاشق در برابر مصائب زندگی و مرگ.
  • وحدت با دریای هستی، هرگونه ترس از طوفان بلا را از بین می‌برد.
  • جانِ مرغابی‌صفت، در اوج معرفت، از هرگونه فغان و ناله مبراست.
  • اوج کمال روحی مولانا در اواخر عمر، آمادگی برای شنا در دریای عدم.
  • در نگاه مولانا، بلاها نه برای حزن، بلکه فرصت‌هایی برای تجلی عمق جان‌اند.

Sources: d6-s92 · 07:21:38 d6-s92 · 08:43:30 s01 [01:00:00] s01 [00:30:00] s03 [00:10:00]

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.