Lezen Daftar 6 Na hun geheime verblijf in de steden van China, in de hoofdstad, en na een lange periode van ongeduld, verloor de oudste zijn geduld en zei: 'Ik ga, vaarwel. Ik zal mezelf aan de koning aanbieden, maar een stap die mij naar mijn doel brengt, of ik werp mijn hoofd als offer.' En: 'O voeten, breng mij naar het doel en de wens, of leg mijn hoofd neer, net als mijn hart, uit zijn handen.' En het advies van zijn broers had geen nut voor hem: 'O berisper van geliefden, laat een groep die God heeft misleid; hoe kunt u hen leiden?' Tot het einde. Vers 4120

M6:4120 — در زمان چون پیر را شد زیردست / روشنایی دید آن ظلمت‌پرست

در زمان چون پیر را شد زیردستروشنایی دید آن ظلمت‌پرست
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:4120

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که پیر بر ظلمت‌پرست مسلط شد، آن بندهٔ تاریکی بلافاصله نور را دید. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه یک فرد گرفتار در تاریکی معنوی، با تسلیم شدن کامل به یک راهبر روحانی (پیر)، ناگهان به روشنایی و بینش دست می‌یابد.

شرح

مولانا در این بیت به وضوح یکی از اساسی‌ترین تعالیم مکتب خویش را بیان می‌کند: لزوم و شرط تسلیم در برابر یک راهبر روحانی. او می‌فرماید آن ظلمت‌پرستی که در جهل و گمراهی فرو رفته، تنها آن گاه که زیر دست پیر آمد، یعنی خود را کاملاً به او سپرد و تابع فرمان او شد، ناگهان روشنایی را دید و از تاریکی رست. این روشنایی نتیجهٔ تدریج نیست، بلکه گویی یک مکاشفهٔ آنی است که با تسلیم حاصل می‌شود.

من بارها گفته‌ام که این درسی است که در همهٔ ابعاد زندگی ما جاری است. مگر نه اینکه وقتی به جراح مراجعه می‌کنید، خود را کاملاً به تیغ او می‌سپارید و بی‌هوش می‌شوید؟ مگر نه اینکه نزد یک معلم می‌نشینید، شاگردانه گوش می‌دهید و بر اساس راهنمایی او قدم برمی‌دارید؟ مولانا این ضرورت تسلیم را به ساحت سلوک روحانی می‌آورد و با قاطعیت می‌گوید که «شرط تسلیم است، نه کار دراز». یعنی نجات از تاریکی، در گرو طولانی کردن راه یا تلاش‌های خودسرانه نیست، بلکه در گرو یافتن یک راهنمای بصیر و تسلیم به اوست. سودای «خود سر بودن» و به خود اکتفا کردن، چه در دنیا و چه در دین، راه به جایی نمی‌برد؛ جز «همرنگ جماعت شدن» و گمراهی در مدهای فریبندهٔ زمانه.

البته، در انتخاب پیر باید دقت کرد، چرا که این پیر، «پیر گردون» (کسی که تنها به واسطهٔ گذر زمان پیر شده) نیست، بلکه «پیر رشد» است؛ کسی که در جادهٔ رشد و ارشاد پخته شده و به مقصد رسیده است. اما وقتی چنین راهبری یافت شد، دیگر گریز و گزیری از تسلیم نیست. مولانا این امر را با داستان یوسف و برادرانش مقایسه می‌کند که چگونه یوسف به ظاهر برای «نرتع و نلعب» (بازی و تفریح) رفت، اما به چاه افتاد. یا داستان آن یهودی کور که از عیسی (علیه السلام) اعراض کرد و فرصت بینایی را از دست داد؛ در حالی که می‌توانست «قابل ذو» (قابلیت بینایی) را داشته باشد. این‌ها هشدارهایی است برای کسانی که از راهبر می‌گریزند و خود را به دست مکر زمانه می‌سپارند.

پیر، نردبان آسمان است، نه آنکه با «کرکس» بخواهی به آسمان رسی، چونان نمرود، یا از روی نادانی بگویی «خدایی در آن بالا ندیدم»، چون یوری گاگارین. این سیر، سیر «دل» است، نه سیر مکانی. پیر، کمان‌داری است که تیر پران وجود تو را از کمان رها می‌کند و به مقصد می‌رساند. این همان رهایی از «اغتراب» (از خود بیگانگی) است که در آن، آدمی تن خاکی خود را به جای گوهر جان می‌پندارد. شرط رستن از این بیگانگی و رسیدن به روشنایی، پذیرش این حقیقت است که ما نیازمند راهنمایی هستیم. راهی که مولانا پیشنهاد می‌کند، راه «پیر جویم، پیر جویم، پیر پیر» است؛ چرا که راه بدون پیر، صدها ننگین‌تر از ننگی است که از تسلیم به او حاصل می‌شود.

نکات کلیدی

  • روشنایی معنوی برای سالک سرگشته، تنها با تسلیم شدن به یک پیر و راهبر روحانی واقعی حاصل می‌شود.
  • شرط وصول به حقیقت، تسلیم به استاد است؛ نه طولانی کردن راه یا خودسرانه گام برداشتن.
  • پیر مطلوب، «پیر رشاد» است که در مسیر رشد معنوی پخته شده، نه صرفاً «پیر گردون» که فقط سالخورده است.
  • بی‌اعتنایی به راهبر، انسان را به «خودسر» بودن و افتادن به دام «همرنگی با جماعت» می‌کشاند و فرصت بینش را از او می‌گیرد.
  • سفر معنوی، سیر دل و باطن است، نه سفری مکانی که بتوان با ابزار مادی به مقصد رسید؛ راهبر این سیر، پیر است.
  • پیر، نردبان آسمان و کمانداری است که تیر وجود سالک را به مقصد هدایت می‌کند و به او وحدت هویت می‌بخشد.

Sources: d6-s92 · 17:33:14 d6-s92 · 18:28:22 d6-s92 · 19:30:38

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.