Lezen Daftar 6 De vogel wijt zijn gevangenschap in de val aan de daden, listen en bedrog van de asceet, en de asceet antwoordt de vogel Vers 577

M6:577 — جز که تسلیم و رضا کو چاره‌ای / در کف شیر نری خون‌خواره‌ای

جز که تسلیم و رضا کو چاره‌ایدر کف شیر نری خون‌خواره‌ای
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:577

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جز تسلیم و رضا، چه چاره‌ای هست در دست شیر نر خون‌خواره‌ای؟

معنا: در برابر معشوقی که همچون شیر نری قدرتمند و بی‌رحم است، چاره‌ای جز تسلیم و رضایت نیست.

شرح

این بیت از اعماق قلب عاشقی سر برآورده است که تصمیم گرفته حجاب شرم را بدرد و رازهای عمیق خویش را آشکار سازد. این بیان اوج درماندگی در برابر معشوقی است که قدرت مطلق را با محبتی بی‌کران در هم آمیخته – یک «معشوق محتشم».

تصویر «شیر نر خون‌خواره» برای خداوند ممکن است برای ذهن امروزی بسیار خشن و حتی هراس‌انگیز به نظر آید. با این حال، برای برخی از عارفان و در تجربهٔ مولانا، خداوند گاهی به صورت این شیر مهیب ظاهر می‌شده است، شیری که دهانش خون‌آلود است و نمادی از قدرت مطلق و بی‌قید و شرط الهی است. این تصویر به وضوح با تفکر کلامی اشاعره هم‌خوانی دارد؛ مکتبی غالب در جهان تسنن که مولانا نیز گرایشی عمیق به آن داشت. اشاعره بر این باورند که عدالت و بخشش خداوند کاملاً تابع اراده و قدرت مطلق اوست. خداوند به هیچ قانون اخلاقی پیشینی مقید نیست؛ بلکه آنچه او اراده کند، عین عدالت است و آنچه او انجام دهد، عین خیر است. «هر چه آن خسرو کند، شیرین کند.» این آموزه تأکید دارد که خداوند آزادانه عمل می‌کند، حتی «خودسرانه»، بدون اینکه به هیچ «باید» انسانی یا کیهانی مقید باشد. او می‌تواند بی‌هیچ بیمی از بین ببرد و هیچ‌کس نمی‌تواند او را ملامت کند یا بر او خرده اخلاقی بگیرد. در این دیدگاه، قدرت الهی در صدر است و سپس کرم و آنگاه عدل قرار می‌گیرد.

من بارها گفته‌ام که این تأکید اشعری بر قدرت لجام‌گسیختهٔ الهی، به قیمت نادیده گرفتن عدالت الهی، پیامدهای عمیق و تأسف‌باری برای جوامع اسلامی داشته است. این طرز تفکر بستری را فراهم کرد که در آن به عدالت، چه الهی و چه انسانی، اهمیت شایسته داده نشد و مانع از شکل‌گیری نظریه‌های نیرومند عدالت در فقه و حکومت‌داری گردید.

در برابر چنین معشوق مطلق و بی‌چون‌وچرایی، به راستی «جز تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟» عاشق کاملاً در قبضهٔ این نیروی قدرتمند، اما در نهایت عاشقانه، قرار دارد. مقاومت بیهوده است؛ پذیرش، تنها راه رسیدن به آرامش است.

همچنین، معشوق «ندارد خواب و خور چون آفتاب»، یعنی همچون خورشید که همه را سیراب می‌کند اما خود از جایی تغذیه نمی‌شود. این تصویر طنین‌انداز حقیقت قرآنی است: «او طعام می‌دهد، ولی خود طعام نمی‌خورد» (يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ). این خودبسندگی، اما، به معنای بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه سبب بی‌قراری و مفتون شدن جان‌ها می‌شود. دعوت ضمنی معشوق به انسان بسیار عمیق است: «بیا من باش یا هم‌خوی من»، که به هدف نهایی دگرگونی و اتحاد معنوی اشاره دارد، جایی که سالک با اوصاف الهی آراسته می‌گردد.

در پایان، لازم است اشاره کنم که در ادبیات کلاسیک فارسی، حتی در ستایش معشوق — چه انسانی و چه الهی — استفاده از استعاره‌های خشن و حتی خشونت‌آمیز (مثلاً «ترک غارتگر» یا «شیر نر خون‌خواره») امری رایج بوده است. این شاید نشانه‌ای از عادی‌سازی چنین تصاویری در آگاهی فرهنگی آن دوران باشد، که این صفات قدرتمند و تا حدی هراس‌آور را در توصیف قدرت و زیبایی مطلق، پذیرفتنی و حتی فریبنده می‌ساخت. با این حال، برای مولانا، جریان زیرین کلامی اشعری، کلید اصلی تفسیر این بیت است.

نکات کلیدی

  • بیت بیانگر درماندگی عاشق در برابر قدرت مطلق معشوق است؛ چاره‌ای جز تسلیم و رضایت نیست.
  • تصویر «شیر نر خون‌خواره» نمادی از قدرت مطلق الهی است که به هیچ قید و شرطی مقید نیست.
  • این تصویر ریشه در کلام اشعری دارد که قدرت خداوند را بر عدل و کرم او مقدم می‌شمارد.
  • مولانا این معشوق را با کمالات «محتشم» توصیف می‌کند: هم قدرت دارد و هم محبت.
  • بی‌نیازی معشوق («ندارد خواب و خور چون آفتاب») با نیاز بی‌حد عاشق در تضاد است و به آیهٔ «يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ» قرآن اشاره دارد.
  • دعوت ضمنی معشوق به «من باش یا هم‌خوی من» نشانگر غایت سیروسلوک، یعنی اتحاد و تخلق به اخلاق الهی است.

Sources: d6-s13 · 28:30:00 d6-s13 · 30:55:48 d6-s13 · 33:14:14 d6-s13 · 38:00:00 d6-s93 · 31:55:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.