Lezen Daftar 6 Voltooiing van het boek Al-Muwatta’ al-Karim (Het Geroemde en Nobel Gemaakte Boek) Vers 78

M6:78 — پس له الخلق و له الامرش بدان / خلق صورت امر جان راکب بر آن

پس له الخلق و له الامرش بدانخلق صورت امر جان راکب بر آن
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:78

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس این را بدان که آفریدن (خلق) و فرمان راندن (امر) هر دو از آنِ اوست؛ آفرینش (خلق) همان صورت ظاهری است و فرمان الهی (امر) جانِ آن صورت است که بر آن سوار است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که هر دو ساحتِ آفرینشِ ظاهری (خلق) و فرمانِ باطنی (امر) در دست خداوند است و تأکید می‌کند که صورت‌های جهان، تنها کالبدهایی هستند که روحِ فرمان الهی بر آن‌ها قرار گرفته است؛ به عبارتی، جان جهان همان امر خداوند است.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از بنیادین‌ترین تقسیمات هستی‌شناختی در اندیشه عرفانی و فلسفی، با ارجاع مستقیم به آیه شریف «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» (اعراف، ۵۴) اشاره می‌کند. من بارها گفته‌ام که برای مولانا، الفاظ و صور این جهانی، به منزلهٔ «کاه و خاشاک روی آب» هستند که اگر بادِ تأمل و ژرف‌نگری آن‌ها را کنار نزند، نمی‌توانیم به «آب یکرنگ و زلالِ معنا» برسیم. این بیت دقیقاً در همین راستا قرار می‌گیرد؛ یعنی ما باید از صورتِ خلق بگذریم تا به حقیقتِ امر برسیم.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که این نوع سخنان مولانا «بوی نو افلاطونی می‌دهد و بوی مَثَل افلاطونی می‌دهد.» صورت‌هایی که ما در جهان می‌بینیم و حس می‌کنیم، فانی و زایل‌شدنی هستند، اما جان یا معنای حقیقی آن‌ها از عالم بی‌صورت و از جایگاهی والا می‌آید که «خاک شد صورت ولی معنی نشد.» درست مانند معماری که طرحی را در ذهن خود می‌پروراند و سپس آن را در جهان خارج بنا می‌کند. اگرچه آن بنای فیزیکی ممکن است ویران شود، اما صورت ذهنی و معنای آن در ذهن معمار باقی می‌ماند و از بین نمی‌رود.

مولانا تأکید می‌کند که «علیت» به معنای حقیقی، از عالم بالا سرچشمه می‌گیرد. آنچه در عالم طبیعت می‌بینیم، تنها «علل مُعدّه» هستند؛ یعنی زمینه‌ساز و آماده‌کنندهٔ ظهور، اما «علت موجده» یا وجودبخش و آفریننده، تنها از جانب خدا و از عالم امر است. این همان نکته‌ای است که در سخنانم دربارهٔ «لقمه‌بخشی» انسان‌ها و «حلق‌بخشی» خداوند به آن اشاره کردم؛ ما می‌توانیم لقمه دهیم، اما حلق را باید خداوند بدهد تا آن لقمه بلعیده شود. پس «مولد صورت و واهب صور» همواره از عالم امر است.

این بیت، هستی را به دو ساحت اصلی تقسیم می‌کند: ساحت «خلق» که نماد «صورت» و جنبهٔ ظاهری و متغیر عالم است، و ساحت «امر» که نماد «جان» و حقیقت باطنی و ثابت آن است. در اینجا، امر همچون سواره‌ای است که بر مرکبِ خلق نشسته است؛ یعنی جان، راکب بر صورت است. جسم و صورتِ ما «بر درگاه» ایستاده‌اند، در حالی که جان و امرِ الهی «در بارگاه» اصلی حضور دارد. این تمثیل حکایت از تقدم و اصالت جان بر جسم، و امر بر خلق دارد. در واقع، کل عالم بی‌صورت از بی‌صورت بیرون آمده است و این امر است که صورت را به وجود می‌آورد و سپس از آن فراتر می‌رود. این تفکیک و تعالی معنا بر ماده، یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌هایی است که مثنوی به ما می‌آموزد و جهان‌بینی مولانا را عمیقاً شکل می‌دهد.

نکات کلیدی

  • جهان دو ساحت دارد: «خلق» (صورت ظاهری) و «امر» (جان باطنی).
  • جان جهان و حقیقت آن، همان امر الهی است که صورت‌ها بر آن سوارند.
  • صورت‌ها فانی و زایل‌شدنی‌اند، اما معنی و جان حقیقی آن‌ها باقی است.
  • در عالم طبیعت، ما فقط با «علل معده» سر و کار داریم؛ «علت موجده» (آفریننده) همواره از عالم بالاست.
  • برای درک مثنوی باید از ظواهر (خلق) عبور کرد و به حقایق باطنی (امر) راه یافت.
  • اصالت با جان است که همچون سوار بر مرکب جسم نشسته است.

Sources: d6-s02 · 00:51:13 d6-s02 · 00:53:06 d6-s02 · 00:54:23 d6-s02 · 00:56:44 d6-s02 · 00:57:25

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.