Lezen› Daftar 6› Het verhaal van Bilals uitspraak 'Eén! Eén!' in de hitte van de Hijaz, uit liefde voor de Profeet (v.z.m.h.), in die ochtenden dat zijn joodse meester hem uit fanatisme met een stekelige tak sloeg onder de Hijazische zon, en het bloed uit Bilals lichaam spoot. En 'Eén! Eén!' kwam onwillekeurig uit hem, zoals jammerklachten onwillekeurig uit anderen komen die pijn lijden, want hij was vervuld van de pijn van de liefde. Het streven om de pijn van de stekelige tak af te weren had geen ingang, net als de tovenaars van de Farao, en Jirjis, en vele anderen die ontelbaar zijn.› Vers 894
M6:894 — عالم السرست پنهان دار کام / گفت کردم توبه پیشت ای همام
M6:894
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
ابوبکر به بلال توصیه میکند که برای در امان ماندن از شکنجه، ایمانش را مخفی کند چون خدا از قلب او آگاه است، و بلال ظاهراً این پند را میپذیرد و توبه میکند.
این بیت نقطهٔ عطفی در داستان شکنجه شدن بلال است. ابوبکر صدیق که از دیدن عذاب بلال دلش به درد آمده، از سر خیرخواهی و با منطقی دینی به او راهی برای رهایی نشان میدهد. استدلال او این است: «خداوند که عالم السر است و از راز دلها خبر دارد، پس نیازی نیست با فریاد زدنِ «احد»، ایمانت را آشکار کنی و خود را به کشتن دهی. کام و مراد خود را، که همان عشق به توحید است، در دل پنهان کن.»
پاسخ بلال در ظاهر پذیرش کامل این نصیحت است. او با احترام ابوبکر را «همام» (مرد بلندهمت) خطاب میکند و میگوید: «توبه کردم.» این توبه، توبه از ابراز عشق است، نه از خود عشق. اما ابیات بعدی نشان میدهند که این توبه، توبهای عقلانی و مصلحتی است که در برابر سیلاب عشق تاب نمیآورد. مولانا در حال زمینهچینی برای نشان دادن تقابل میان «عقل مصلحتاندیش» (که در اینجا در کلام ابوبکر نمود مییابد) و «عشق قهّار» است که هیچ منطق و توبهای را برنمیتابد. توبهٔ بلال، تلاشی صادقانه اما محکوم به شکست برای مهار کردن نیرویی است که از اختیار او خارج شده است.
- عالم السر
- دانای رازها، از صفات خداوند
- کام
- مراد، آرزو، خواستهٔ دل
- همام
- مرد بزرگ، بلندهمت، شجاع
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.