Lezen Daftar 6 Het verhaal van Bilals uitspraak 'Eén! Eén!' in de hitte van de Hijaz, uit liefde voor de Profeet (v.z.m.h.), in die ochtenden dat zijn joodse meester hem uit fanatisme met een stekelige tak sloeg onder de Hijazische zon, en het bloed uit Bilals lichaam spoot. En 'Eén! Eén!' kwam onwillekeurig uit hem, zoals jammerklachten onwillekeurig uit anderen komen die pijn lijden, want hij was vervuld van de pijn van de liefde. Het streven om de pijn van de stekelige tak af te weren had geen ingang, net als de tovenaars van de Farao, en Jirjis, en vele anderen die ontelbaar zijn. Vers 946

M6:946 — نعرهٔ مستان خوش می‌آیدم / تا ابد جانا چنین می‌بایدم

نعرهٔ مستان خوش می‌آیدمتا ابد جانا چنین می‌بایدم
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:946

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: فریاد و شور مستی‌کنندگان به جانم خوش می‌آید؛ ای جانان من، چنین حالتی را تا ابد خواهانم و برایم ضروری است. معنا: بیت بیانگر سرخوشی و رضایت مولانا از غرق شدن در عالم شوریدگی و مستی عشق است، و آرزوی پایداری این حالت را تا ابد دارد.

شرح

این بیت در دفتر ششم مثنوی، در بستر ابیاتی می‌آید که مولانا آن‌ها را «فوق‌العاده آتشین» و «در باب عشق» می‌خواند. گویی همزمان با نوروز سروده شده‌اند، و این پیوند با نوروز خود معنای عمیقی دارد؛ نوروز فرصتی برای تازگی و شکستن چارچوب‌های کهنه است. مولانا در این پاره از مثنوی، از توبه شکستن سخن می‌گوید، از اینکه «توبه را بار دگر سیلاب برد» و «فرصت آمد، پاسبان را خواب برد». اینها همه کنایه از رها کردن قیود و حدود خشک شریعت‌مدارانه است که در مقابل سیل خروشان عشق تاب نمی‌آورد.

«نعرهٔ مستان» در اینجا صرفاً یک فریاد نیست؛ تجلی حالتی است که در آن سالک از خود بی‌خود شده، مست از بادهٔ عشق الهی، و از قیود خویشتن‌داری و خودآگاهی دنیوی رهایی یافته است. این «مستی» در ادبیات عرفانی، نه با شراب خاکی، بلکه با شراب بی‌شائبهٔ حضور و وصل حق حاصل می‌شود. مولوی در اینجا، نه تنها از این حالت استقبال می‌کند، بلکه آن را می‌طلبد و پایداری آن را تا ابد آرزو می‌کند: «تا ابد جانا چنین می‌بایدم». این «می‌بایدم» نه صرفاً یک آرزو، بلکه بیانی از یک ضرورت وجودی است؛ گویی هستی او بدون این مستی و نعرهٔ ناشی از آن، ناقص می‌ماند.

این استقبال از نعرهٔ مستان، با آموزهٔ کلی مولانا که «محو می‌باید نه نحو» همخوانی دارد. در مکتب او، قواعد خشک نحوی و منطقی، جای خود را به محو شدن در دریای عشق می‌دهد. در چنین بحری، جایی برای حساب‌گری‌های عقل جزوی و آداب صوری نیست. شور و سماع و بی‌خودی، زبان گویاتر و رساتری از هر وعظ و خطابه است. این همان سرشت «سبک‌روح» مولاناست که مثنوی را نه کتابی برای مویه، که دفتر پرواز و شادی می‌سازد.

پیوند این بیت با مفهوم «آتش عشق» که مولانا در ابیات آغازین مثنوی نیز به آن اشاره می‌کند، روشن است. نای، چوب سوخته‌ای است که نفس در آن دمیده می‌شود و به شعله‌ای از بانگ تبدیل می‌گردد. نعرهٔ مستان نیز شعله‌ای است که از آتش عشق برمی‌خیزد. این آتش، اندیشه‌های خام را می‌سوزاند و «طرب» را که از غایات مثنوی است، برمی‌انگیزد. این آتش نه فقط فکری، بلکه هستی‌شناختی است؛ همان نیروی گرانشی کیهانی که اخوان‌الصفا و ملاصدرا از آن سخن می‌گویند.

مولانا پیوسته بر زندگی در «حال» تأکید دارد، بر «صوفی ابن‌الوقت» بودن. این بیت، با «تا ابد جانا چنین می‌بایدم»، نشان می‌دهد که این حالِ مستی و شور، نه یک تجربهٔ گذرا، بلکه یک وضعیت مطلوب و پایدار برای سالک است؛ نه فقط در لحظهٔ اکنون، بلکه در امتداد بی‌کران زمان. او نمی‌خواهد از حال به گذشته بگریزد و «دریغا» بگوید، بلکه می‌خواهد حال حاضر را با مستی و شور، تا ابد امتداد دهد. این نفی کامل «تنهایی» و پذیرش «جدایی» است که در آن، محبوب همواره حاضر است و یاد او، حضور را به مستی بدل می‌کند.

نکات کلیدی

  • نعرهٔ مستان تجلی بی‌خودی و رهایی از قیود دنیوی در عشق الهی است.
  • مستی در عرفان مولانا، حالتی وجودی و ضروری برای سالک است که تا ابد باید پایدار بماند.
  • این بیت نشانگر سرشت «سبک‌روح» مولانا و تأکید او بر شادی و طرب عرفانی است.
  • قبول نعرهٔ مستان، رهایی از توبه و قواعد خشک و تسلیم به سیلاب عشق را بازتاب می‌دهد.
  • عشق به مثابهٔ آتشی است که اندیشه را می‌سوزاند و شور و شعور حقیقی را برمی‌انگیزد.

Sources: d6-s72 · 00:02:48 d6-s72 · 00:04:46 s01 - Master understanding - Mowlana is سبک‌روح (light-souled). s02 - The Masnavi inverts the Quran's affective register. s04 - Music in Mowlana's life - the wider frame s11 - Fire of love + live in the present

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.