Lezen Daftar 6 Siddiq, moge God tevreden met hem zijn, vertelt het verhaal van Bilal, moge God tevreden met hem zijn, en het onrecht van de joden jegens hem, en zijn uitspraak 'Eén! Eén!', en de toenemende haat van de joden, en hij legt die kwestie voor aan de Profeet, vrede zij met hem, en overlegt over zijn aankoop. Vers 963

M6:963 — وهم و سودایی دریشان می‌تنی / نام این فردوس ویران می‌کنی

وهم و سودایی دریشان می‌تنینام این فردوس ویران می‌کنی
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:963

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شما در میان آنان وَهم و سودا (اندیشه‌های باطل و پریشانی) می‌بافی، و نام این بهشت ما را ویرانه می‌گذاری. معنا: این بیت از زبان جغدها (نمایندگان عامهٔ مردم) است که به بازها (نماد پیامبران یا عارفان) اعتراض می‌کنند و می‌گویند شما با تلقینِ اندیشه‌های نگران‌کننده و موهوم، آرامش ما را بر هم می‌زنید و جایگاه دلپذیر ما را که خود بهشتی می‌پنداریم، ویرانه می‌خوانید.

شرح

این بیت در چارچوب تمثیل پرمعنای مولانا دربارهٔ جغدها و بازها می‌آید؛ تمثیلی که به راستی از مهم‌ترین تبیین‌های او دربارهٔ علل مخالفت با دین و معارف الهی است. جغدها در ویرانه‌ها زندگی می‌کنند و آن را بساط عیش و عشرت خود می‌بینند، حتی آن را «رشک اثیر» و «فردوس» می‌نامند. اما بازها که از آستانِ پادشاه و از کاخ و بوستان‌های او خبر دارند، به نزد جغدها می‌آیند تا به آنان از جهانِ والاتری بگویند؛ از اصلِ خویش، از منزلگاه حقیقی روح. اینجاست که جغدها لب به اعتراض می‌گشایند و این بیت، دقیقاً بازتابِ خشم و انکارِ آنان است.

من قویاً معتقدم که این جغدها، نمادی از انسان‌هایی هستند که در وادیِ «لهو و لغو» و خوش‌گذرانیِ محض، زندگی را سپری می‌کنند و به قول مولانا «به لهو و لغو فربه گشته‌اند». آنان نمی‌خواهند با حقیقتِ تلخِ ناپایداریِ جهان، با مرگ، و با جهانی دیگر، روبرو شوند. پیامبران یا عارفان که از جهانِ دیگر خبر می‌آورند و «نشانی جاهای دیگری را می‌دهند»، به زعم این جغدها، «فضولی» می‌کنند و «فتنه و تشویش» در میان‌شان می‌افکنند. زندگی آنان را که «آرام» و «خیال آسوده» بوده، بر هم می‌زنند و «مرغ مرگ‌اندیش»شان می‌کنند.

از دید جغدها، بازها «وهم و سودایی» را در دل آنان می‌نشانند. این «وهم و سودا» را می‌توان به معنای مکر، حیله، یا اندیشه‌های باطل تفسیر کرد. آنان می‌پندارند که این بازها از سرِ بیماریِ هوای ریاست و «شید» (مکر و فریب) آمده‌اند و قصد دارند تا «شاه و پیشوا»ی آنان شوند. این همان اتهام کهنه و تکراری است که همواره به پیامبران و مصلحان دینی وارد شده است، همان‌طور که یزید دربارهٔ بنی‌هاشم گفت: «لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل». یعنی بنی‌هاشم با قدرت بازی کردند و نه خبری بود و نه وحی‌ای نازل شده بود.

مولانا این را به‌روشنی نشان می‌دهد که مقاومت در برابر حقیقت، اغلب از سرِ تعارضِ آن حقیقت با وضعِ موجود و آسودگیِ خیالیِ انسان‌هاست. این بیت فریادِ کسانی است که نمی‌خواهند جهان‌بینیِ آسوده و محدودشان به چالش کشیده شود. آن‌ها خانهٔ ویرانهٔ خود را «فردوس» می‌خوانند و هر ندایی را که این حقیقت را آشکار کند، «وهم» و «ویران‌سازیِ فردوس» خود قلمداد می‌کنند. این بیت، درواقع، روان‌شناسیِ انکار و گریز از مسئولیت معنوی را تشریح می‌کند، گریز از آن «غربت» و «جدایی» که نایِ مولانا از آن حکایت می‌کند و جغدها آن را نمی‌شنوند.

نکات کلیدی

  • مقاومت در برابر حقیقت اغلب از دلبستگی به آسودگی و وضع موجود ناشی می‌شود.
  • کسانی که در «ویرانه‌های معنوی» خود راحتند، هر ندای آگاهی‌بخشی را مزاحم می‌دانند.
  • پیامبران و حقیقت‌گویان غالباً متهم به نشر وهم و سودا یا طلب قدرت می‌شوند.
  • «فردوس» هر انسانی همان چیزی است که به آن عادت کرده، حتی اگر از دید ناظر بیرونی ویرانه باشد.
  • این بیت روان‌شناسی انکار و گریز از شناختِ عمیق‌تر را روشن می‌کند.

Sources: d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20 d6-s21 · 00:23:02 s02 [00:00:00] (for the concept of 'lehav o laghv' and 'morgh-e marg-andīsh') s03 [00:00:00] (for the general anti-complaint stance that the owls misinterpret) s05 [00:00:00] (for جدایی vs. تنهایی and the contrast with existentialist anxiety)

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.