Divan-e Shams Ghazel 103 Beyt 2 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۳

  1. اگر خواهی که ز آب صاف نوشی لب خود را به هر دردی میالا

G103:2

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 دل و جان را در این حضرت بپالا·چو صافی شد رود صافی به بالا
  2. 2 اگر خواهی که ز آب صاف نوشی·لب خود را به هر دردی میالا
  3. 3 از این سیلاب درد او پاک ماند·که جانبازست و چست و بی‌مبالا
  4. 4 نپرد عقل جزوی زین عقیله·چو نبود عقل کل بر جزو لالا
  5. 5 نلرزد دست وقت زر شمردن·چو بازرگان بداند قدر کالا
  6. 6 چه گرگینست وگر خارست این حرص·کسی خود را بر این گرگین ممالا
  7. 7 چو شد ناسور بر گرگین چنین گر·طلی سازش به ذکر حق تعالا
  8. 8 اگر خواهی که این در باز گردد·سوی این در روان و بی‌ملال آ
  9. 9 رها کن صدر و ناموس و تکبر·میان جان بجو صدر معلا
  10. 10 کلاه رفعت و تاج سلیمان·به هر کل کی رسد حاشا و کلا
  11. 11 خمش کردم سخن کوتاه خوشتر·که این ساعت نمی‌گنجد علالا
  12. 12 جواب آن غزل که گفت شاعر·بقایی شاء لیس هم ارتحالا

ganjoor: sh103 · public domain