Divan-e Shams Ghazel 1447 Beyt 2 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۴۷

  1. صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی با این همه علت‌ها در شنقصه پیوستم

G1447:2

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم·هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و سرمستم
  2. 2 صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی·با این همه علت‌ها در شنقصه پیوستم
  3. 3 گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما·چون بوی توام آمد از گور برون جستم
  4. 4 آن صورت روحانی وان مشرق یزدانی·وان یوسف کنعانی کز وی کف خود خستم
  5. 5 خوش خوش سوی من آمد دستی به دلم برزد·گفتا ز چه دستی تو گفتم که از این دستم
  6. 6 چون عربده می کردم درداد می و خوردم·افروخت رخ زردم وز عربده وارستم
  7. 7 پس جامه برون کردم مستانه جنون کردم·در حلقه آن مستان در میمنه بنشستم
  8. 8 صد جام بنوشیدم صد گونه بجوشیدم·صد کاسه بریزیدم صد کوزه دراشکستم
  9. 9 گوساله زرین را آن قوم پرستیده·گوساله گرگینم گر عشق بنپرستم
  10. 10 بازم شه روحانی می خواند پنهانی·بر می کشدم بالا شاهانه از این پستم
  11. 11 پابست توام جانا سرمست توام جانا·در دست توام جانا گر تیرم وگر شستم
  12. 12 چست توام ار چستم مست توام ار مستم·پست توام ار پستم هست توام ار هستم
  13. 13 در چرخ درآوردی چون مست خودم کردی·چون تو سر خم بستی من نیز دهان بستم

ganjoor: sh1447 · public domain