Divan-e Shams› Ghazel 1584› Beyt 9 ← vorige
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۸۴
- چون بهارم از بهار شمس تبریزی خدیو از درونم جمله خنده وز برون زاریدهام
G1584:9
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام·پیش من نه دیدهاش را کامتحان دیدهام
- 2 چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد·من پس گوش از خجالت تا سحر خاریدهام
- 3 گرچه او عیار و مکار است گرد خویشتن·از میان رخت او من نقدها دزدیدهام
- 4 پای از دزدی کشیدم چونک دست از کار شد·زانک دزدی دزدتر از خویشتن بشنیدهام
- 5 جمله مرغان به پر و بال خود پریدهاند·من ز بال و پر خود بیبال و پر پریدهام
- 6 من به سنگ خود همیشه جام خود بشکستهام·من به چنگ خود همیشه پردهام بدریدهام
- 7 من به ناخنهای خود هم اصل خود برکندهام·من ز ابر چشم خود بر کشت جان باریدهام
- 8 ای سیه دل لاله بر کشتم چرا خندیدهای·نوبهارت وانماید آنچ من کاریدهام
- 9 چون بهارم از بهار شمس تبریزی خدیو·از درونم جمله خنده وز برون زاریدهام
ganjoor: sh1584 · public domain