Divan-e Shams› Ghazel 1706› Beyt 2 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۰۶
- بحری است شهریار و شرابی است خوشگوار درده شراب لعل ببین ما چه گوهریم
G1706:2
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم·بزم شهنشهست نه ما باده می خریم
- 2 بحری است شهریار و شرابی است خوشگوار·درده شراب لعل ببین ما چه گوهریم
- 3 خورشید جام نور چو برریخت بر زمین·ما ذره وار مست بر این اوج برپریم
- 4 خورشید لایزال چو ما را شراب داد·از کبر در پیاله خورشید ننگریم
- 5 پیش آر آن شراب خردسوز دلفروز·تا همچو دل ز آب و گل خویش بگذریم
- 6 پرخوارهایم کز کرم شاه واقفیم·در شرب سابقیم و به خدمت مقصریم
- 7 زیرا که سکر مانع خدمت بود یقین·زین سو چو فربهیم بدان سوی لاغریم
- 8 نوری که در زجاجه و مشکات تافتهست·بر ما بزن که ما ز شعاعش منوریم
- 9 بس گرم و سرد شد دل از این باده چون تنور·درسوزمان چو هیزم تا هیچ نفسریم
- 10 چون شیشه فلک پر از آتش شدهست جان·چون کوره بهر ما که مس و قلب یا زریم
- 11 ای گلعذار جام چو لاله به مجلس آر·کز ساغر چو لاله چو گل یاسمین بریم
- 12 خوش خوش بیا و اصل خوشی را به بزم آر·با جمله ما خوشیم ولی با تو خوشتریم
- 13 ای مطرب آن ترانه تر بازگو ببین·تو تری و لطیفی و ما از تو ترتریم
- 14 اندرفکن ز بانگ و خروش خوشت صدا·در ما که در وفای تو چون کوه مرمریم
- 15 آن دم که از مسیح تو میراث بردهای·در گوش ما بدم که چو سرنای مضطریم
- 16 گرچه دهان پر است ز گفتار لب ببند·خاموش کن که پیش حسودان منکریم
ganjoor: sh1706 · public domain