Divan-e Shams Ghazel 1743 Beyt 2 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۴۳

  1. به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم تو جمله جانی و ما از تو نیم جان داریم

G1743:2

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم·ز بیضه سر کن و بنگر که ما کیان داریم
  2. 2 به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم·تو جمله جانی و ما از تو نیم جان داریم
  3. 3 گر از صفات تو نتوان نشان نمود ولی·ز بی‌نشانی اوصاف او نشان داریم
  4. 4 دل چو شبنم ما را به بحر بازرسان·که دم به دم ز غریبی دو صد زیان داریم
  5. 5 چو یوسف از کف گرگان دریده پیرهنم·ولی ز همت یعقوب پاسبان داریم
  6. 6 به دام تو که همه دام‌ها زبون ویند·که هر قدم ز قدم دام امتحان داریم
  7. 7 ولیک بندگشا هر دم آن کند با ما·که مادر و پدر و عم مگر که آن داریم
  8. 8 بنوش کردن زهر این چه جرات است مگر·ز کان فضل تو تریاق بی‌کران داریم
  9. 9 به خرج کردن این نقد عمر مبتشریم·ز عمربخش مگر عمر جاودان داریم
  10. 10 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد·ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
  11. 11 یقین بنشکند آن نردبان وگر شکند·ز عین رخنه اشکست نردبان داریم
  12. 12 رهین روز چرایی چو شب کند روزی·مکان بهل که مکانی ز لامکان داریم
  13. 13 بهار حله دریدی ز رشک و زرد شدی·اگر بدیش خبر کاین چنین خزان داریم
  14. 14 دهان پر است و خموشم که تا بگویی تو·کز آن لب شکرینت شکرفشان داریم

ganjoor: sh1743 · public domain