Divan-e Shams Ghazel 1758 Beyt 8 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۵۸

  1. آفتاب تو را شوم ذرّه معنی‌والضحی بیاموزم

G1758:8

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 در وصالت چه را بیاموزم·در فراقت چه را بیاموزم
  2. 2 یا تو با درد من بیامیزی·یا من از تو دوا بیاموزم
  3. 3 می‌گریزی ز من که نادانم·یا بیامیز یا بیاموزم
  4. 4 پیش از این ناز و خشم می‌کردم·تا من از تو جدا بیاموزم
  5. 5 چون خدا با تو است در شب و روز·بعد از این از خدا بیاموزم
  6. 6 در فراقت سزای خود دیدم·چون بدیدم سزا بیاموزم
  7. 7 خاک پای تو را به دست آرم·تا از او کیمیا بیاموزم
  8. 8 آفتاب تو را شوم ذرّه·معنی‌والضحی بیاموزم
  9. 9 کهربای تو را شوم کاهی·جذبهٔ کهربا بیاموزم
  10. 10 از دو عالم دو دیده بردوزم·این من از مصطفی بیاموزم
  11. 11 سِرّ مازاغ و ماطغی را من·جز از او از کجا بیاموزم
  12. 12 در هوایش طواف سازم تا·چون فلک در هوا بیاموزم
  13. 13 بند هستی فروگشادم تا·همچو مه بی‌قبا بیاموزم
  14. 14 همچو ماهی زره ز خود سازم·تا به بحر آشنا بیاموزم
  15. 15 همچو دل خون خورم که تا چون دل·سیر بی‌دست و پا بیاموزم
  16. 16 در وفا نیست کس تمام استاد·پس وفا از وفا بیاموزم
  17. 17 ختمش این شد که خوش‌ لقای منی·از تو خوش خوش‌ لقا بیاموزم

ganjoor: sh1758 · public domain