Divan-e Shams› Ghazel 1897› Beyt 6 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۹۷
- هر اندیشه که در دل دفن کردی یکایک بر تو برخواند خمش کن
G1897:6
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 در این دم همدمی آمد خمش کن·که او ناگفته می داند خمش کن
- 2 ز جام باده خاموش گویا·تو را بیخویش بنشاند خمش کن
- 3 مزن تشنیع بر سلطان عشقش·که او کس را نرنجاند خمش کن
- 4 اگر در آینه دم را بگیری·تو را از گفت برهاند خمش کن
- 5 ز گردشهای تو می داند آن کس·که گردون را بگرداند خمش کن
- 6 هر اندیشه که در دل دفن کردی·یکایک بر تو برخواند خمش کن
- 7 ز هر اندیشه مرغی آفریند·در آن عالم بپراند خمش کن
- 8 یکی جغد و یکی باز و یکی زاغ·که یک یک را نمیماند خمش کن
- 9 گر آن مه را نمیبینی ببینی·چو چشمت را بپیچاند خمش کن
- 10 از این عالم و زان عالم مگو زانک·به یک رنگیت می راند خمش کن
ganjoor: sh1897 · public domain