Divan-e Shams› Ghazel 2372› Beyt 4 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۷۲
- تو در این ماه نظر کن که دلت روشن از او شد تو در این شاه نگه کن که رسیدهست سواره
G2372:4
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره·که بود در تک دریا کف دریا به کناره
- 2 چو رخ شاه بدیدی برو از خانه چو بیذق·رخ خورشید چو دیدی هله گم شو چو ستاره
- 3 چو بدان بنده نوازی شدهای پاک و نمازی·همگان را تو صلا گو چو مؤذن ز مناره
- 4 تو در این ماه نظر کن که دلت روشن از او شد·تو در این شاه نگه کن که رسیدهست سواره
- 5 نه بترسم نه بلرزم چو کشد خنجر عزت·به خدا خنجر او را بدهم رشوت و پاره
- 6 کی بود آب که دارد به لطافت صفت او·که دو صد چشمه برآرد ز دل مرمر و خاره
- 7 تو همه روز برقصی پی تتماج و حریره·تو چه دانی هوس دل پی این بیت و حراره
- 8 چو بدیدم بر سیمش ز زر و سیم نفورم·که نفور است نسیمش ز کف سیم شماره
- 9 تو از آن بار نداری که سبکسار چو بیدی·تو از آن کار نداری که شدستی همه کاره
- 10 همه حجاج برفته حرم و کعبه بدیده·تو شتر هم نخریده که شکستهست مهاره
- 11 بنگر سوی حریفان که همه مست و خرابند·تو خمش باش و چنان شو هله ای عربده باره
ganjoor: sh2372 · public domain