Divan-e Shams› Ghazel 2642› Beyt 6 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۴۲
- مستان ازل در عدم و محو چریدند کز نیست بود قاعده هست نمایی
G2642:6
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی·کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی
- 2 آن جا که نه جای است چراگاه تو بودهست·زین شهره چراگاه تو محروم چرایی
- 3 جاندار سراپرده سلطان عدم باش·تا بازرهی از دم این جان هوایی
- 4 گه پای مشو گه سر بگریز از این سو·مستی و خرابی نگر و بیسر و پایی
- 5 ای راه نمای از می و منزل چو شوی مست·نی راه به خود دانی و نی راه نمایی
- 6 مستان ازل در عدم و محو چریدند·کز نیست بود قاعده هست نمایی
- 7 جان بر زبر همدگر افتاده ز مستی·همچون ختن غیب پر از ترک خطایی
- 8 این نعره زنان گشته که هیهای چه خوبی·و آن سجده کنان گشته که بس روح فزایی
- 9 مخدوم خداوندی شمس الحق تبریز·هم نور زمینی تو و خورشید سمایی
ganjoor: sh2642 · public domain