Divan-e Shams› Ghazel 2998› Beyt 6 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۹۸
- ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی
G2998:6
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی·سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
- 2 امروز دامن تو گرفتیم و میکشیم·تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
- 3 میخندد آن لبت صنما مژده میدهد·کاندیشه کردهای که از این پس وفا کنی
- 4 بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست·آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی
- 5 بی بحر تو چو ماهی بر خاک میطپیم·ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی
- 6 ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر·حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی
- 7 چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی·جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی
- 8 خاموش کم فروش تو در یتیم را·آن کش بها نباشد چونش بها کنی
ganjoor: sh2998 · public domain