Divan-e Shams› Ghazel 3029› Beyt 7 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۲۹
- بی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بود ماهی بیآب را کی دید قراری
G3029:7
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 آه که دلم برد غمزههای نگاری·شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
- 2 هیچ دلی چون نبود خالی از اندوه·درد و غم چون تو یار و دلبر باری
- 3 از پی این عشق اشکهاست روانه·خوب شهی آمد و لطیف نثاری
- 4 چشم پیاپی چو ابر آب فشاند·تا ننشیند بر آن نیاز غباری
- 5 کان شکر آن لبست باد بقایش·تا که نماند حزین و غوره فشاری
- 6 نک شب قدرست و بدر کرد عنایت·بر دل هر شب روی ستاره شماری
- 7 بی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بود·ماهی بیآب را کی دید قراری
- 8 خود تو چو عقلی و این جهان همه چون تن·از تن بیعقل کی بیاید کاری
- 9 خلعت نو پوش بر زمین و زمانه·خلعت گل یافت از جناب تو خاری
- 10 گر نبدی خوی دوست روح فشانی·خود نبدی عاشقی و روح سپاری
- 11 خرقه بده در قمارخانه عالم·خوب حریفی و سودناک قماری
- 12 بهر کنارش همی کنار گشایم·هیچ کس آن بحر را ندید کناری
- 13 تن بزنم تا بگوید آن مه خوش رو·آنک ز حلمش بیافت کوه وقاری
ganjoor: sh3029 · public domain